مذهبی

رحلت پیامبر اکرم (ص) به نقل از قرآن کریم

رحلت پیامبر در بیان قرآن
ارتباط تنگاتنگی بین پیامبر صلی الله و علیه وآله و قرآن کریم بود به طوری که در پنج سوره از سوره های قرآن، سخن از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به میان آمده است كه از میان آنها سه سوره «انبیاء»، «زمر» و «طور» در مكه و دو سوره «آل عمران» و «نصر» در مدینه نازل شده اند.

در اوایل سال ۱۱ ق، بیماری و رحلت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) پیش آمد. چون بیماری پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده ام اینک برای تلافی آماده ام. وفات پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در ۲۸ صفر سال ۱۱ ق، یا به روایتی در ۱۲ ربیع الاول همان سال در ۶۳ سالگی روی داد. در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه (علیها السلام) کسی زنده نبود. دیگر فرزندانش، از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر (صلی الله و علیه وآله) به دنیا آمد، همگی درگذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر(صلی الله و علیه وآله) را حضرت علی (علیه السلام) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه اش که اینک داخل در مسجد مدینه است به خاک سپردند.
ارتباط تنگاتنگی بین پیامبر صلی الله و علیه وآله و قرآن کریم بود به طوری که در پنج سوره از سوره  های قرآن، سخن از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به میان آمده است كه از میان آنها سه سوره «انبیاء»، «زمر» و «طور» در مكه و دو سوره «آل عمران» و «نصر» در مدینه نازل شده اند.
مروری کوتاه بر این موارد خواهیم داشت…

الف. سه سوره مكی

مشركان مكه برای جلوگیری از پیشرفت اسلام، اقدامات گوناگونی انجام می  دادند؛ حتّی گاهی نسبتهایی از قبیل ساحر و جادوگر، مجنون، كاهن و شاعر به پیامبر صلی الله علیه و آله می  دادند. وقتی نتوانستند با این نسبت های ناروا جلوی تبلیغ پیامبر صلی الله علیه و آله را بگیرند، ناچار شدند خودشان را این گونه تسلّی بدهند كه منتظر مرگ او می شویم و با مرگش همه چیز تمام می شود؛ هم ما راحت می شویم، هم بتهایمان از طعنه  های او نجات می یابند. (ر.ك: اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیّب، ج ۹، ص۱۷۲، و حجت التفاسیر، سید عبد الحجة بلاغی، ج ۶، ص ۵۰، و التفسیر الحدیث، محمد عزّه دروزه، ج ۴، ص۳۲۳ و ۳۲۴)

همچنان كه قرآن كریم در سوره طور به این موضوع اشاره كرده، می فرماید: «فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ * أَمْ یَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ * قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصینَ»؛ (طور / ۲۹ و ۳۱) «پس تذكر ده، كه به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نیستی؛ بلكه آنها می گویند: او شاعری است كه ما انتظار مرگش را می كشیم! بگو: انتظار بكشید كه من هم با شما انتظار می كشم (شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودی شما را با عذاب الهی)!)

در سوره انبیاء نیز ضمن ردّ انتظار مشركان، قانون كلی آفرینش را بیان فرموده است: «وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ * كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً وَ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ»؛ (انبیاء / ۳۴ و ۳۵) «پیش از تو [نیز] برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم [وانگهی آنها كه انتظار مرگ تو را می كشند] آیا اگر تو بمیری، آنان جاوید خواهند بود؟! هر انسانی طعم مرگ را می چشد و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می كنیم؛ و سرانجام به سوی ما بازگردانده می شوید.»

وفات پیامبر (صلی الله و علیه وآله) در ۲۸ صفر سال ۱۱ ق، یا به روایتی در ۱۲ ربیع الاول همان سال در ۶۳ سالگی روی داد. در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه (علیها السلام) کسی زنده نبود. دیگر فرزندانش، از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر (صلی الله و علیه وآله) به دنیا آمد، همگی درگذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر(صلی الله و علیه وآله) را حضرت علی (علیه السلام) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه اش که اینک داخل در مسجد مدینه است به خاک سپردند.
ب. آل عمران و آیات مربوط به جنگ احد

وقتی در جنگ احد، پیامبر اسلام مجروح شد؛ و حتی پیشانی و دندان آن حضرت شكست، «مصعب بن عمیر» كه شباهت زیادی به پیامبر صلی الله علیه و آله داشت به شهادت رسید، دشمنان خیال كردند كه خود پیامبر كشته شده است و این خبر را با صدای بلند اعلام كردند.

انتشار این خبر، در میان مسلمانان تزلزل عجیبی ایجاد كرد، جمعی هراسان شده، از میدان جنگ خارج می شدند؛ حتّی بعضی در این فكر بودند كه با كشته شدن پیامبر از آئین اسلام برگردند و از سران مشركان امان بخواهند؛ اما در مقابل آنها اقلیتی فداكار و پایدار استقامت كردند.
به زودی روشن شد كه پیامبر صلی الله علیه و آله زنده است و این خبر اشتباه یا دروغ بوده، در این مورد آیه زیر نازل شد و دسته اول را سخت نكوهش كرد: (ر.ك: مجمع البیان، امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی، ج ۲، ص ۴۰۳ – ۴۰۶؛ تفسیر نمونه، مكارم شیرازی و همكاران،ج ۳، ص ۱۳۶ و ۱۳۷) «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى  أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى  عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرینَ»؛ (آل عمران / ۱۴۴) «محمد صلی الله علیه و آله فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند. آیا اگر او بمیرد و یا كشته شود، شما به عقب برمی گردید [و اسلام را رها كرده به دوران جاهلیت و كفر بازگشت خواهید نمود]؟! و هر كس به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضرر نمی زند، و خداوند به زودی شاكران [و استقامت كنندگان] را پاداش خواهد داد.»

ج. سوره نصر و رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله

در سوره «نصر» – به قرینه حدیث مربوط به آن – اشاره ای به رحلت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله شده است؛ چون یكی از نامهای آن، سوره «تودیع» (خدا حافظی) است؛ چرا كه در آن به طور ضمنی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داده شده است.
طبرسی از مقاتل نقل كرده است: «هنگامی كه این سوره نازل شد و پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله آن را بر یاران خود تلاوت كرد، همگی خوشحال و خوش دل شدند؛ ولی وقتی «عباس» عموی پیامبر آن را شنید، گریه كرد. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای عمو! چرا گریه می كنی؟
عرض كرد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! گمان می كنم خبر رحلت شما در این سوره داده شده است! حضرت فرمود: مطلب همان گونه است كه تو می گویی. و پس از آن پیامبر دو سال زندگی كرد؛ ولی كسی او را خوشحال و خندان ندید. (مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۶۷ و جوامع الجامع، طبرسی، ج ۲، ص ۸۹۸ و المیزان، ج ۲۰، ص ۵۳۲)
در اینكه از كجای این سوره چنین مطلبی استفاده می شود، در حدیث چیزی نیامده است و مفسران قرآن نیز نظریه های مختلفی داده اند.
در ظاهر آیات این سوره اشاره ای به رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نشده است؛ اما اینكه عباس، این مفهوم را از كجای سوره فهمید كه مورد تأیید پیامبر صلی الله علیه و آله هم قرار گرفت.، مرحوم طبرسی، دو احتمال نقل كرده است:
۱٫ «از دیدگاه برخی، مفهوم آیه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» این است كه: ای پیامبر! اینك به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش بخواه؛ چرا كه توبه زودی به دیدار حق خواهی شتافت و همان سان كه همه پیامبران جهان را بدرود گفتند، تو نیز بدرود خواهی گفت.
افزون بر این، مثال مشهوری است كه: «عِنْدَ الْكَمَالِ یَرْقَبُ الزَّوَالِ؛ با رسیدن به اوج كمال باید در انتظار زوال بود.» شاعر در این مورد گفته است: اِذَا تَمَّ اَمْرٌ بَدَانَقْصُهُ/ تَوَقَّعْ زَوَالاً اِذَا قیِلَ تَمَّ
«هنگامی كه كاری به پایان رسید، كاستی آن آشكار می گردد، و آنگاه كه گفته شد كار تمام است، در انتظار زوال آن باش.»
۲٫ گروهی گفته اند: خدای سبحان، در این سوره، پیامبر را به تجدید عهد توحیدی با خدا و طلب آمرزش فرمان داده است و عمل به این فرمانها، آخرین تلاش یك بنده با اخلاص در آستانه كوچ از این سرای فانی به عالم باقی می باشد.» (مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۶۷)

در تفسیر نمونه آمده است: «این مفهوم (پایان عمر پیامبر) ظاهراً از اینجا استفاده شده كه سوره نصر دلیل بر آن است كه رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله به پایان رسیده، و آیین او كاملاً تثبیت شده است. و معلوم است در چنین حالتی، انتظار رحلت از سرای فانی به جهانی باقی، كاملاً قابل پیش بینی است.» (تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۳۹۵) البته این نظریه نیز با همان احتمال اول منقول از «مجمع البیان» و «المیزان» و سخن مراغی سازگار است.

علامه طباطبایی احتمال زوال را نقل كرده است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۵۳۲) مراغی نیز می گوید: «پیامبر صلی الله علیه و آله از این سوره فهمید كه كار تمام شده و وظیفه ای باقی نمانده جز اینكه بایدبه رفیق اعلی بپیوندد.» (تفسیر مراغی، احمد مصطفی مراغی،ج ۱۸، ص ۲۶۰)
در تفسیر نمونه آمده است: «این مفهوم (پایان عمر پیامبر) ظاهراً از اینجا استفاده شده كه این سوره دلیل بر آن است كه رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله به پایان رسیده، و آیین او كاملاً تثبیت شده است. و معلوم است در چنین حالتی، انتظار رحلت از سرای فانی به جهانی باقی، كاملاً قابل پیش بینی است.» (تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۳۹۵) البته این نظریه نیز با همان احتمال اول منقول از «مجمع البیان» و «المیزان» و سخن مراغی سازگار است.
و امّا اینكه منظور از فتح و پیروزی بزرگی كه در این سوره بشارت آن داده شده،  كدام است؟ باید گفت: «فتح مكه» است؛ گرچه در اسلام فتوحات زیادی رخ داد؛ ولی فتحی كه با مشخصات فوق تطبیق كند، تنها فتح مكه می باشد كه بنیان شرك را از «جزیرة العرب» ریشه كن كرد. (المیزان، ج ۲۰، صص ۵۳۰ تا ۵۵۳۱)


منابع:
سایت موعود؛ به نقل از مطلب محمداسماعیل نوری
سایت ایسنا

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان

درباره نویسنده

علی مهدوی

ارسال نظر

− 3 = 7