مذهبی

در این شرایط به صداقت خود شک کنید!

ایمان بدون عمل
ایمان، حالتى است روانى كه از دانش و گرایش، مایه مى گیرد و لازمه اش این است كه شخص با ایمان، تصمیم اجمالى بر عمل كردن به لوازم چیزى كه به آن ایمان دارد بگیرد.
هنوز ایمان نیاورده است

كسى كه آگاه به حقیقتى است ولى تصمیم دارد كه هیچ گاه به هیچ یك از لوازم آن، عمل نكند ایمان به آن نخواهد داشت و حتى اگر تردید داشته باشد كه به آنها عمل كند یا نكند باز هم هنوز ایمان نیاورده است. قرآن كریم مى فرماید:«قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُوْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِكُمْ» (سوره حجرات، آیه ۱۴)
(گروهى از) اعراب (بیابانى به پیامبر اكرم) گفتند: ما ایمان آوردیم. بگو: شما ایمان ندارید ولى بگویید اسلام آوردیم، و هنوز ایمان در دلهایتان وارد نشده است.
در قرآن همواره ایمان در كنار عمل صالح آمده است: «آمنوا و عملوا الصّالحات» ایمان و عمل صالح مانند نخ و سوزن هستند و به شرطى كارآیى دارند كه به هم متّصل باشند. با جدایى آنها از هم، چیزى دوخته نمى شود.

با توجه به روابط متقابل ایمان و عمل و نقش آنها در سعادت انسان مى توان حیات سعادتمندانه را به درختى تشبیه كرد (ر. ك: ابراهیم / ۲۴-۲۷) كه ایمان به خداى یگانه و به فرستادگان و پیامهاى او و به روز پاداش و كیفر الهى، ریشه هاى آن را تشكیل مى دهد، و تنه اش همان تصمیم اجمالى و بسیط بر عمل كردن به لوازم ایمان است كه بدون واسطه، از آن مى روید، و شاخ و برگهاى آن عبارت است از اعمال شایسته اى كه از ریشه ایمان، مایه مى گیرند. و میوه آن، سعادت ابدى خواهد بود. و اگر ریشه نباشد تنه و شاخ و برگى پدید نمى آید و میوه اى هم به بار نخواهد آورد.
اطاعت، لوازمی از محبت و ایمان است

قرآن مى فرماید: اگر خدا را دوست دارید، از پیامبر اطاعت كنید: «اِن كنتُم تُحبّون اللّه فاتّبعونى» (سوره آل عمران، آیه ۳۱)
بسیارند كسانى كه مى گویند: ایمان داریم ولى عمل نمى كنند، مى گویند: خدا را دوست داریم ولى با او حرف نمى زنند و نماز نمى خوانند، مى گویند: ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) را به دل داریم، امّا در عمل هیچ شباهتى به آن حضرت ندارند، مى گویند: به امام زمان (علیه السلام) ایمان داریم، ولى سهم امام را كه بر آنان واجب است نمى پردازند، اگر به دنبال این ادّعاها عمل و حركتى نباشد، باید در صداقت خود شك كنیم.

حرکت و اقدام؛ نشانه ی صداقت و حقیقت است

در روزگار قدیم كسانى را كه در جنگ ها اسیر مى شدند به نام برده در بازار مى فروختند. شخصى به بازار برده فروشان آمد تا برده اى خریدارى كند. هر برده كه هنرى داشت گران تر بود. به سراغ برده اى رفت و دید قیمت آن بسیار گران است. سبب را پرسید، گفتند: او تشنه  شناس است و مى فهمد چه كسى تشنه است.
خریدار علاقمند شد، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت و غذایى تهیّه كرد ولى سر سفره آب نگذاشت. مهمانان چند لقمه اى كه خوردند، یكى پس از دیگرى تقاضاى آب نمودند. برده تشنه شناس نگاهى به او مى كرد و مى گفت: دروغ مى گوید، او تشنه نیست. كم كم به تعداد تشنه ها اضافه شد و هركدام فریاد آب سردادند. امّا برده مى گفت: همه دروغ مى گویند. تا اینكه یك نفر از میان آنان برخاست تا آبى تهیّه كند. برده گفت: این شخص راست مى گوید، زیرا از جایش بلند شد و فقط داد و فریاد نكرد.
آرى، كسى در ادّعاى خود صادق است كه حركت و اقدامى كند. كسانى كه اهل عمل نیستند، در واقع مومن نیستند و تنها ادّعاى ایمان دارند.

بسیارند كسانى كه مى گویند: ایمان داریم ولى عمل نمى كنند، مى گویند: خدا را دوست داریم ولى با او حرف نمى زنند و نماز نمى خوانند، مى گویند: ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) را به دل داریم، امّا در عمل هیچ شباهتى به آن حضرت ندارند، مى گویند: به امام زمان (علیه السلام) ایمان داریم، ولى سهم امام را كه بر آنان واجب است نمى پردازند، اگر به دنبال این ادّعاها عمل و حركتى نباشد، باید در صداقت خود شك كنیم.
رابطه عمل با ایمان

عمل اختیارى یا شایسته و همسوى با ایمان است و یا ناشایسته و مخالف با جهت آن در صورت اوّل، ایمان را تقویت و دل را نورانى تر مى سازد. و در صورت دوم، موجب ضعف ایمان و ظلمانى شدن قلب مى گردد. بنابراین، اعمال صالحه اى كه از شخص مومن، صادر مى شود در عین حال كه از ایمانش مایه مى گیرد به نوبه خود بر قوّت و ثَبات ایمان مى افزاید و زمینه كارهاى نیك دیگرى را فراهم مى سازد و مى توان تأثیر عمل نیك در تكامل ایمان را از این آیه شریفه استظهار كرد: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ یَرْفَعُه» (سوره فاطر، آیه ۱۰)
از سوى دیگر، در صورتى كه انگیزه هایى مخالف با مقتضاى ایمان، پدید آمد و موجب انجام كارهاى ناشایسته اى گردید و قوّت ایمان شخص به حدى نبود كه مانع از بروز و صدور آنها شود ایمان وى روبه ضعف مى نهد و زمینه براى تكرار گناه، آماده مى شود و اگر این روند هم چنان ادامه یابد، به ارتكاب گناهان بزرگتر و تكرار آنها مى انجامد و سرانجام اصل ایمان را تهدید به زوال مى كند و (العیاذباللّه) آن را تبدیل به كفر و نفاق مى سازد.
قرآن كریم درباره كسانى كه كارشان به نفاق كشیده شده مى فرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ» ( توبه / ۷۷)
به دنبال اینكه با خدا خلف وعده كردند و دروغ مى گفتند نفاقى را در دلهایشان پدید آورد تا روزى كه او را ملاقات كنند.
و نیز مى فرماید: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساوُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِ آیاتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِوُنَ» ( روم / ۱۰)
آنگاه عاقبت كسانى كه بدترین گناهان را مرتكب شدند این بود كه آیات الهى را تكذیب كرده آنها را مورد استهزاء قرار مى دادند.

در قرآن همواره ایمان در كنار عمل صالح آمده است: «آمنوا و عملوا الصّالحات» ایمان و عمل صالح مانند نخ و سوزن هستند و به شرطى كارآیى دارند كه به هم متّصل باشند. با جدایى آنها از هم، چیزى دوخته نمى شود.
سعادت آدمی در گرو این دو عامل است

با توجه به روابط متقابل ایمان و عمل و نقش آنها در سعادت انسان مى توان حیات سعادتمندانه را به درختى تشبیه كرد (ر. ك: ابراهیم / ۲۴-۲۷) كه ایمان به خداى یگانه و به فرستادگان و پیامهاى او و به روز پاداش و كیفر الهى، ریشه هاى آن را تشكیل مى دهد، و تنه اش همان تصمیم اجمالى و بسیط بر عمل كردن به لوازم ایمان است كه بدون واسطه، از آن مى روید، و شاخ و برگهاى آن عبارت است از اعمال شایسته اى كه از ریشه ایمان، مایه مى گیرند. و میوه آن، سعادت ابدى خواهد بود. و اگر ریشه نباشد تنه و شاخ و برگى پدید نمى آید و میوه اى هم به بار نخواهد آورد.
ولى چنان نیست كه وجود ریشه همیشه ملازم با شاخ و برگ مناسب و دادن میوه مطلوب باشد بلكه گاهى در اثر نامساعد بودن شرایط محیط و بروز آفات گوناگون، شاخ و برگ لازم نمى روید و نه تنها میوه مطلوب را به بار نمى آورد كه گاهى به خشكیدن درخت نیز منجر مى شود.
همچنین ممكن است در اثر پیوندهایى كه به شاخه و تنها و حتى به ریشه درخت، زده مى شود آثار دیگرى از آن، ظاهر گردد و احیاناً به تبدیل آن به درخت دیگرى منتهى شود، و این همان تبدیل ایمان به كفر (ارتداد) است.

کلام اخر

ایمان به امور یاد شده، عامل اصلى سعادت انسان است ولى تأثیر كامل این عامل، مشروط به جذب موادّ غذایى لازم از راه اعمال صالحه، و دفع آفات و موادّ زیان بار به وسیله اجتناب از گناهان است. و ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، ریشه ایمان را ضعیف مى كند و گاهى به خشكیدن آن، منتهى مى شود، چنانكه پیوند عقاید نادرست، موجب دگرگونى ماهیّت آن مى گردد.


منابع:
کتاب آموزش عقاید؛ نوشته آیت الله مصباح یزدی
کتاب پرسش و پاسخ حجت الاسلام قرائتی

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان

درباره نویسنده

علی مهدوی

ارسال نظر

13 − = 11