اخبار فیلم و سریال

سازنده سریال Prison Break از فصل پنجم و آینده این سریال می گوید

The-Flash-Prison-Break-Actors-Reunion

در فصل جدید سریال ۹ قسمتی Prison Break که از شبکه فاکس پخش می شود، نشانه ها حاکی از آن است که Michael Scofield با بازی Wentworth Miller که قبلا تصور می شد مرده است، احتمالا زنده باشد. شواهد و قرائن محکم نشان میدهد برادرش Lincoln با بازی Dominic Purcell و Sara با بازی Sarah Wayne Callies که قبلا فکر می کردند او مرده است، حالا باید یک نقشه بسیار پیچیده برای فرارش طراحی کنند؛ چنان که سه تن از بدنام ترین فراریان ایالت فاکس ریور، Scure  با بازی Amuray Nolasco و T-Bag با بازی Robert Knepper و C-Note با بازی Rockmond Dunbar دوباره باید در متن داستان قرار بگیرند.

در طی مصاحبه وی از زمانبندی دقیقش برای بازگشت می گوید، و چرا باید این سریال به صورت محدود پخش شود؛ از چگونگی بازگشت Michael به سریال و کار با دیگر شخصیت هایی که اساسا از روند سریال کنار گذاشته شده بودند، و این که داستان کدام شخصیت جذاب تر است و از احساس دیدن دور دست ها در پایان فصل و این که آیا دوست دارد فصل های بیشتری بسازد یا نه.

سؤال: از بازگشت «فرار از زندان» خیلی هیجان زده ام.

جواب: برای من هم عجیب است.

سؤال: شاید باید سال ها سپری می شد و در مورد زمان بازگشت سریال بحث های مختلفی در میگرفت و اینکه چطور این پایان رو در زمان مناسبش آماده پخش کنید

جواب: خیلی مسائل در این میان دخیل اند. اما از منظر شخصی، خیلی از مردم از این که Wenworth نمرده است، خوششان نیاید. فکر میکنم خیلی از آن ها دیگر «خسته» شده اند، همان طوری که خود من پس از دیدن دو فصل خسته شده بودم. فرآیندی برای از یاد بردن مرگ Wentworth لازم بود و همینطور برای یادآوری اش و البته بعدا ایده ای که فرهنگ تلویزیون اصلا عوض شده است؛ حالا می شود برگردی و یک پخش محدود داشته باشی. اما مثلا اگر بگویند «خب ما سریال را به صورت کامل و تمام وقت برای همه ۲۲ قسمت می خواهیم» ما انجامش نمی دهیم. دوست دارم اشتیاق بازیگران را برای ادامه بشنوم و بعدها شاید بتوانم خودم را قانع کنم که بتوانم ادامه دهم. اما الان برایمان فقط «ساختن» ادامه اش مهم نیست. بلکه مهم است که «بهترین» کاری را که می شود کرد را روانه بازار کنیم. این ها مسائلی هستند که در این کار دخیل هستند.

سؤال: یعنی قبل از این که به ایده اصلی تولید برسید، همیشه یک سری ایده داشتید که «غیر عملی» بوده اند؟

جواب: بله. ما قرار نبود سریال را بدون Michael بسازیم ولی ظاهرا او در پایان فصل چهارم مرده بود و بنابراین باید به این سؤال جواب میدادیم که او دقیقا چگونه مرده است؟ و البته بعدش باید یک داستان احساسی برایش می ساختیم که ارزش «مردن» را داشته باشد. آن زمان بود که من اندیشیدم: «من این داستان را می شناسم، این داستان مردی است که به دلایلی از مرگ بازگشته است، پس از هفت سال که زمین را ترک کرده بود و بعدا در مکانی اسرارآمیز در شرایط اسرارآمیزی پیدا شده است و به خانواده ای بازگشته است که آن ها را ترک کرده بود. داستان «اُدیسه» برایم تداعی می شود و اینجاست که از داستان اساطیری اُدیسه عناصری همچون سایکلاپس، پوزیدون و پنه لوپه پدیدار شده اند.

سؤال: آیا جمع کردن دوباره همه این کاراکترها یک جا، چالش بزرگی بود؟

جواب: بله و باید به صورت اصیلی این کار انجام می شد. چیزی که من در مورد داستان پردازی ها نمی پسندم، مسئله ابر رفاقت است، یعنی وقتی شش نفر دوست با هم زندگی می کنند و اساسا به چهار نفرشان اصلا نیازی نیست. آن چهار نفر فقط پشت صحنه اصلی را پر کرده اند و اصلا قرار است فقط به خاطر روایت داستانی آن پشت ایستاده باشند. برای من این نوعی از «زیاده روی در خلاقیت» است. پس اصلا چرا مثلا باید Sucre در فیلم باشد یا T-Bag یا C-Note ؟ پاسخ همه این سؤالات تماما بستگی تنگاتنگی با روایت دارد. خب آن ها باید باشند، ولی بودنشان با فیلم متناسب نیست. مثلا من دوست داشتم به جای آن ها Mahone با بازی Bill Fincher را داشته باشم که بازی چشمگیری دارد، اما خب سؤال اینجاست که او آنجا چه می کند؟ در این مواقع فقط عده قلیلی از بینندگان دوست دارند او را اینجا ببینند.

سؤال: برایت جالب نبود که چه کسانی و چقدر تغییر کرده اند؟

جواب: برایم جالب بود که روند تغییراتشان در طول هفت سال را ببینم و فکر می کنم بخشی از جذابیت داستان هم برای تماشاگر همین بوده باشد. حضور T-Bag حاکی حسرتی جدی است: می کوشد نقش و محل خودش را بیابد و شاید به همین خاطر مورد سوء استفاده هم قرار می گیرد.

سؤال: آیا برایتان مهم بود که میزان تأثیرپذیری همه این افراد از مرگ و بازگشت دوباره Michael را کشف کنید؟

جواب: اساسا اگر داستان ما فقط راوی «فرار از زندان» بود مخاطبی نمی یافت. ما این چنین داستانی را به طور کامل در فصل اول تعریف کرده ایم. برای ادامه نیازمند نشان دادن پیچیدگی های روابط عاطفی و احساسی و تعامل بین کاراکترها می بودیم. احساسات مختلفی که اتفاقا همه شان هم معنی دار بودند و به داستان غنا می بخشیدند، از این نظر که مخاطبین خودشان هم از نظر عاطفی درگیر می شدند. ما دوست نداشتیم این داستان فقط راوی پررنگ «دو کاراکتر» باشد. دوست داشتیم به خصوص نشان دهیم که در تصمیمات و لحظات سخت، افراد بیشتری درگیر می شوند.

سؤال: در مورد Michael سؤالات بسیار زیادی به وجود می آید. در واقع کی می توانیم به پاسخ ها برسیم؟

جواب: برای من خیلی مهم است که مخاطب پاسخ سؤالاتش را بگیرد. بدین سان می فهمد که داستان صرفا برای «داستان گفتن» نشان داده نمی شود، بلکه قرار است حاوی مطلبی هم باشد. فکر میکنم بیشتر سریال ها فقط محض خود داستان ساخته شده اند و بعدها برای ادامه دادن، فقط به دراز کردن روایت و «آب بستن» به آن اقدام می کنند، چون اساسا نمی دانند اصلا در داستان دنبال چه هستند. در این صورت همه سؤالات باید به سرعت به پاسخ رسیده باشند و در عین حال، با استفاده از عناصر پنهان مشخصی، که کسی متوجه شان هم نمی شود، به نوعی سر و ته داستان را هم آورد. ما اما دوست داریم مخاطب، و حتی آن هایی که پاسخ ها را می دانند، در ادامه داستان «بهت زده» شوند. من هم این نوع داستان ها را می پسندم.

سؤال: وقتی به پایان فصل می رسیم، از پاسخ هایی که داریم احساس رضایت می کنیم. یا فکر میکنید باید سؤالات بیشتری هم داشته باشیم؟

جواب: نه. این دفعه همه چیز به سمت یک پاسخ منتهی می شوند. در پایان احساسی چنین به شما دست خواهد داد: «چقدر جالب بود، اتفاقی که افتاد و این که چگونه این اتفاق تغییر جهت داد.» ما هیچ موضوع اسرارانگیز و حل نشده ای برای فصل دیگر نگه نمی داریم.

سؤال: آیا این داستان سریال را پایان میدهد یا فقط شروعی نو برای فصل های بیشتر است؟

جواب: بازیگران اشتیاق زیادی برای ادامه دارند. اما من به ادامه دادن زیاد خوشبین نیستم. من تا ندانم داستانی چگونه باید پایان بیاید، شروعش نمیکنم. در واقع همین دلیل آغاز این فصل بوده است. من دیگر قصه ای در مورد این آدم ها در چنته ندارم. شاید کس دیگری اما داشته باشد، یا تصادفا ایده ای به ذهنم برسد یا مثلا در رؤیا فصل تازه ای برای «فرار از زندان» ببینم و البته اگر چنین باشد، رویایم را تعقیب میکنم.

سؤال: در این صورت آیا باز دوباره با همین بازیگران کار می کنید؟

جواب: کار جالبی می شود. این که دوباره یک پروژه جدید آغاز کنیم و کاراکترهایی را که به نظرت بهترین هستند یک جا جمع کنی و اصلا ندانی قرار است چه اتفاقی در ادامه بیفتد. اغلب البته در این موارد «ناامیدی» تنها اتفاق ممکن است. علیرغم این که همه تلاشت را هم کرده ای، اما موفق نمی شوی و اینجاست که درک می کنی ارزش یک بازیگر خوب، فقط به «حس» وی در آن لحظه از بازی معطوف است و بس. چیز نادری است، اما خب در واقع تنها ابزار تو به عنوان «قصه گو» است. با سریال «فرار از زندان» که داستان شگفت انگیزی داشت، در همان روز و ساعت های اول مشخص شد که این دقیقا همان «حس» هایی است که می خواستیم و می شد با خودمان بگوییم: «چه ترکیب خوبی، عالی است.»

سؤال: آیا آوردن و قرار دادن بازیگران و شخصیت های جدید در بافت داستان برایتان چالش برانگیز بود؟

جواب: در واقع نه. من همیشه از این که بنشینم و جنگ های ستاره ای J.J.Abrams  را ببینم لذت برده ام. چون همیشه ذکاوت وی در گرد آوری بعضی از بازیگران اصلی سریال به صحنه های احساسی پایه ای داستان را دوست داشتم. و البته بعضا می شد تغییرات اساسی تری در آوردن بازیگران جدید به داستان و افزودنشان به داستان را مشاهده کرد. خب فکر میکنم اگر قرار بود فقط از بازیگران اصلی استفاده شود، داستان خیلی یکنواخت می شد. بازیگران جدید، هم چون خونی در رگ های داستان هستند که به آن شادابی و جذابیت همراه با حس اصالت داستانی می دهند. این استدلال من بوده است و اساسا بازیگران بسیار خوبی داشتیم که می توانستند در میانه داستان به آن اضافه شوند و به خوبی هم با آن همگام شوند.

سؤال: فکر میکنی جذاب ترین بخش داستان برای مخاطبان متعلق به چه کسی باشد؟

جواب: سؤال خیلی خوبی بود. خب فکر میکنم که داستان Michael جذاب باشد و یکی از محوری ترین سؤالات سریال این باشد که او اصلا کیست؟  همیشه از این بدم می آمده است که اگر Michael را به عنوان شخصیت اصلی باید به داستان بازگردانیم و بعدا او را دوباره «زنده» نشان دهیم، مخاطب حتما احساس بدی پیدا کند. به این دلیل بازگشت وی را سؤال اصلی داستان قرار دادیم و وقتی همه داستان برای پاسخ دادن به این سؤال صرف می شود، همه چیز جذاب می شود. امیدوارم البته داستان اسرار آمیز Michael Scofield بتواند نظر مخاطبان را جلب کند.

سؤال: آیا این بار خداحافظی کردن در پایان فصل، سخت تر نمی شود؟

جواب: بله سخت است، اما اگر بخواهی ادامه اش دهی و اگر اساسا ارزش ادامه دادن داشته باشد، می توانی خداحافظی نکنی و باقی بمانی. محصول تو ارزش مند خواهد بود و تا زمانی که من یا کس دیگری دوباره با داستان ارزشمندی باز گردد، آن وقت تو مجبوری خداحافظی کنی. نمی توان فقط محض «بودن و هستن» در بازار فیلم سازی باقی بمانی.

مجموعه فرار از زندان، روزهای سه شنبه از شبکه فاکس پخش می شود.

منبع:آریافیلم

درباره نویسنده

محمد تقوی مهر

محمد تقوی مهر

با سلام
دانشجوی کارشناسی مکانیک هستم.علاقه زیادی به دنیای مجازی و بازی های رایانه ای و تکنولوژی و همچنین دیدن فیلم و سریال و تحلیل آن دارم.
خوشحال میشم نظراتتون رو درباره مطالبم بدونم.

ارسال نظر

+ 40 = 45