حرف دل

ضربه ی تقدیر

حرف دل

پُرم از اتفاقات آمده و نیامده

حقیقت و سراب

شبهاي پر از خیـــال و هـــراس

روزهايي پر از تـردید و انتظــار

انگار تقدیر هم صبر مرا محک می زند

هر چه من دَم نمی زنم ، ضرباتش را کاری تر می زند

آرام بگیر ، خستگی در کن

خیالت آسوده باشد ،

جای زخم هایت به این زودی التیام نمی یابد

درباره نویسنده

رضا گشتاسبی

ارسال نظر

− 4 = 1