حرف دل

ولي امشب براي تو

دل

دل

ولي امشب براي تو

به دیدارم بیا امشب ، جهانم را تماشا کن
نمی آیم نگو ، تنها کمی این پا و آن پا کن
تمام شب ، کنار من ، بخوان از عشق و آزادی
نترس از حرف این و آن ، بیا و بعد حاشا کن

همیشه ساده بودم من ، ولی امشب برای تو
معما می شوم هر دم ، تو هم حل معما کن

تمام عمر من طی شد ، به اینکه گم شوم در تو
بیا امشب در آغوشت ، مرا یکباره پیدا کن !

مدارا کرده ام با شهر ، مدارا با زمان و زهر
تو هم با من تنها ، همین یک شب مدارا کن!

درباره نویسنده

رضا گشتاسبی

ارسال نظر

32 − 30 =