تحلیل بازی ها

نقد و بررسی بازی HALO Combat Evolved

 نقد و بررسی بازی HALO Combat Evolved

یک اسلحه برای ارزشمند بودن به جز خودش به دو عنصر دیگر نیز نیاز دارد. یکی گلوله و دیگری تیر انداز ماهر. داستان نسخه اول ایکس باکس نیز همین بود. سلاحی قدرت مند که هم نیاز به بازی های خوب و یک بازی باز علاقه مند داشت. از میان تمام سیزده عنوان زمان عرضه این کنسول ( که البته از حق نگذرینم هر کدام از آن ها نیزعناوین بی نقص و زیبایی نیز بودند ) یکی بیش از بقیه درخشید، عنوانی که از ابتدا قرار بود بر روی مک عرضه شود ولی نه تنها از خیر بازار رایانه های شخصی گذشت، بلکه به نماد شوترهای اول شخص بر روی کنسول ها تبدیل شد.

همه ما با داستان قدیمی گردش بانجی از عرضه بازی خود برای مک و سبک استراتژی و گرایش به سمت مایکروسافت خبر داریم و تعریف دوباره این داستان قطعا جذاب نیست ولی اگر به همان ۱۷ سال پیش باز گردیم و شاهد به دنیا آمدن فرزند جدید بانجی باشیم، خواهیم فهمید که چطور HALO Combat Evolved  نه تنها مرز های بازی های اول شخص را جابجا کرد بلکه مفهوم داستان سرایی و شخصیت پردازی را نیز حداقل چندین و چند پله ارتقا داد.

در زمان عرضه بازی، کنسول های خانگی برای هر چیزی ساخته شده بودند به غیر از بازی های شوتر اول شخص ولی هیلو توانست ثابت کند که حتی با وجود ترکیب کمی عجیب کنترلر هایش و با تغییراتی اندک، هنوز یکی از راحت ترین بازی های اول شخص در کنسول ها می باشد. البته همه این ها تنها با نبوغ مثال زدنی بانجی ممکن شد که توانست تمام این عناصر را که شاید در بازی های امروزی چیزی عادی به نظر می رسند را، ۱۷ سال پیش به شکلی در کنار هم قرار داد که در آستانه ۲۰ سالگی تولد سری، هنوز هم بازی ارزش ده ها بار تکرار کردن را دارد و جدای از گیم پلی زیبای بازی، سایر بخش های بازی، خود به تنهایی برای جاودانه شدن هر اثر هنری کافی است. داستانی زیبا و گیرا که باید به آن اندکی زمان داد تا تنها گوشه ای از رمز و راز های خود را نشان دهد و یا مدتی به کند و کاو در گوشه و کنار این حلقه عظیم پرداخت تا شاید بتوانید از پس دشمنان بی پایانتان بر آیید. این ها شاید کوچک ترین و دم دست ترین جنبه های هنری HALO CE هستند.

داستان بازی جایی شروع می شود که یک سفینه فضایی انسان ها، پس از فرار از یک نبرد ( رجوع شود به هیلو ریج ) حالا در میان فضای بی پایان به یک سازه عظیم فضایی می رسد. بدون شک اولین کاری که هر گروه از انسان ها پس از رسیدن به چنین پدیده ای باید انجام دهد، بررسی و وارسی این سازه است و Pillar of Autumn  به فرماندهی کاپیتان کییس نیز نزدیک شدن به این سازه را در اولویت خود قرار می دهد. با اندکی نزدیک شدن به حلقه، به سرعت متوجه خواهید شد که در کمین دشمن قسم خورده انسان ها یعنی کاواننت ها گیر افتاده اید. کاواننت ها به عنوان مهمترین و جدی ترین رقیب انسان ها در کهکشان محسوب می شوند و تنها هدفشان مانند انسان ها، نابود کردن تمام دشمنان در مسیرشان است. کاواننت ها خود ترکیبی از اتحاد چندین نژاد دیگر فضایی هستند که پس از متحد شدن با یکدیگر، تصمیم به در دست گرفتن کنترل کهشکان در مقابل انسان ها گرفتند.

پس از نزدیک شدن ابر ناوهای کاواننت ها به Pillar of Autumn و دریافت آسیب های اساسی بر پیکره ناو، کاپیتان کییس تصمیم می گیرد که با اجرای برنامه ای مانع از فهمدین موقعیت زمین توسط کاواننت ها شود و سپس نسبت به تخلیه باقی مانده پرسنل بر روی سازه حلقه کرد. Pillar of Autumn در نهایت بر روی سطح حلقه سقوط می کند و ابر سرباز داستان ما به همراه یاور همیشگیش کورتانا به عنوان تنها بازماندگان کپسول فرار خود، بر روی گوشه ای از سطح حلقه گرفتار نیرو های کاواننت ها می شوند و آخرین دستور کییس پیش از فرستادن شما به سطح حلقه آن است که از هدف ساخت حلقه ها و دلیل حظور کاواننت ها بر روی آن اطلاع حاصل کنید.

منبع:گیم فا

 

 

درباره نویسنده

رضا گشتاسبی

ارسال نظر

+ 7 = 8