تحلیل بازی ها

بازی جهنمی سوزان در سرزمین لاله‌ها

جنگ جهانی دوم، بدون هیچ شکی یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخی است، جنگی عظیم و بزرگ که نیمی از جهان را به جهنمی سوزان بدل کرد و بیش از ۵۰ میلیون نفر را به کام مرگ فرستاد. این رویداد دردناک که جهان را تا مرز نابودی کشاند و کثیف ترین چهره انسانیت را به همه نشان داد. این جنگ عظیم به واسطه پتانسیل بسیاری که دارد، دستمایه بسیاری از فیلم های سینمایی، سریال ها و بازی های ویدئویی شده است. بدون شک یکی از فیلم های سینمای بسیار مشهور که روایتی خاص، احساسی و ضد جنگ از جنگ جهانی دوم را نمایش می‌دهد، شاهکار استیون اسپیلبرگ، نجات سرباز رایان است، فیلمی که داستان گروهی از سربازهای امریکایی را در راه نجات دادن تنها فرزند زنده و سالم خانواده رایان، روایت می کند. این فیلم خاص، باعث شد که نگاه بعضی از رسانه ها نسبت به موضوع جنگ جهانی دوم تغییر کند. اما نوع نگاه خاص فیلم سینمایی نجات سرباز رایان، هیچ گاه به بازی های ویدئویی راه پیدا نکرده بود. به واسطه همین موضوع در نسل هفتم و پس از شکوه بازی های شوتر اول شخص مربوط به جنگ جهانی دوم در نسل ششم، شاهد افت این ژانر بودیم. با افت تدریجی سری مدال افتخار و سپس کوچ غیرقابل انتظار اما موفق سری ندای وظیفه به جنگ های نوین در قسمت چهارم، بازی های مربوط به جنگ جهانی با رکودی عجیب مواجه شدند. پرداخت بیش از حد بازی های شوتر موفق به این جنگ بزرگ در نسل ششم، باعث شد که نوعی بی میلی نسبت یه این ژانر در میان مخاطبان دیده شود و از سوی دیگر، اکثر بازی های این ژانر دچار تکرار شده و نتوانستند موضوعاتی جدید را برای ارائه دادن پیش بکشند. به نمایش گذاشتن رویدادهای بزرگ و بازسازی نبردهای عظیم جنگ جهانی، روایت از زاویه سربازهای متفاوت که برای کشورهای مختلف انجام وظیفه می کردند و حتی پرداختن به مسائل مربوط به نیروی هوایی ایالات متحده هم نتوانست بازی های این ژانر محبوب را از کلیشه‌ای شدن نجات دهد و این ژانر مرده را زنده کند.

بزرگراه جهنم!

با کوچ سری Call Of Duty به جنگ های نوین و مدرن، موفقیت عجیب و البته شایسته‌ای را نسیب این سری کرد. نواوری های بسیار زیاد و داستان پردازی زیبای سری جنگ اوری نوین، باعث شد اکثر بازی های شوتر اول شخص به سمت و سوی پرداخت به مسائل و جنگ های نوین روی بیاورند، این رویه باعث شد ذائقه مخاطب ها هم به مرور تغییر کرده و به سمت و سوی سلاح های جدید، نبردهای نوین و شوترهای سینماتیک برود. به همین دلیل، در این میان کمتر سازنده ای جرأت پرداخت دوباره به جنگ جهانی دوم را داشت. چرا که علاوه بر عدم استقبال مخاطبان، از سمت و سوی منتقدان هم مورد لطف قرار نمی گرفت. اما نکته مهم اینجا بود که به طور تقریبی همه بازی های ساخته شده در ارتباط با جنگ جهانی دوم، با کمبود عنصری خاص مواجه بودند. حتی وجود عناصر سینمایی هم نمی توانست به این ژانر شکست خورده کمک کند، چرا که کمبود اصلی موجود در این بازی ها، در رابطه با احساس بود. اکثر بازی های جنگ جهانی دوم، توانسته بودند با ایجاد فضاسازی دقیق مربوط به این جنگ، شبیه سازی سلاح ها و همینطور بازسازی نبردهای مهم مثل نبرد نرماندی موفقیت کسب کنند. اما کمبود عنصر احساس و مسائل انسانی در بازی های این ژانر رفته رفته باعث تکراری شدن بازی های شوتر جنگ جهانی دومی شدند و مقدمات لازم برای شکست این ژانر را فراهم کردند. شکست ژانر موفقی مثل جنگ جهانی، باعث شد که در نسل هفتم، بازی های شوتر اول شخص براساس واقعیت دچار سستی و رکود شوند. این موضوعات مقدمات لازم برای پیشرفت سری Call Of Duty را فراهم کردند و باعث شدند که سری Battlefield هم برای کسب موفقیت به جنگ های نوین روی بیاورد. اما در میان این رکود عجیب و غریب که حسابی مخاطبان را ناراحت کرده بود، به ناگه، بازی زیبایی ظهور کرد. یک بازی جذاب و دوست داشتنی که به درستی، دست روی عنصری گذاشت که در همه بازی های مشابه کم بود، این بازی جذاب، با ارائه داستانی احساسی و پرداخت شخصیت های دقیق و کامل، در کنار گیم پلی جذاب و استاندارد، به نوعی توانست ژانر جنگ جهانی را دوباره زنده کند. موضوع مهم در رابطه با عنوان موفق استدیو GearBox این بود که سومین نسخه از سری Brothers in Arms بیشتر از هرچیزی، بر روی عناصر احساسی و انتقال احساسات مربوط به جنگ به مخاطب تمرکز داشت. سومین نسخه Brothers in Arms به طور جدی و کاملاً مستقیم قصد داشت تصویری دیگر از جنگ را ارائه دهد. این بازی زیبا، برخلاف عناوین دیگر، قصد به وجد اوردن مخاطبان با تصویر کردن نبردهای بزرگ و حس میهن پرستی را نداشت و در مقابل بر روی زشتی های جنگ تمرکز کرده بود. در این بازی، روایت به نوعی دنبال می شود که تخریب های متفاوت حاصله از جنگ نمایش داده شود. همچنین توجه به حس و حال روحی سربازها، وضعیت روانی آن ها و همچنین مسئولیت سنگین فرماندهان باعث شد که Brothers in Arms: Hell’s Highway تفاوت های بسیاری با دیگر عناوین مشابه داشته باشد. در حقیقت باید اینطور گفت که بزرگراه جهنم، به واسطه تمرکز ویژه بر روی چهره واقعی جنگ و همینطور مسائل انسانی، جزء اندک عناوین متمرکز بر جنگ جهانی دوم است که از داستانی پیچیده، جذاب و زیبا بهره می برد و به جای پرداختن به سرنوشت نبردهای بزرگ، به سرنوشت انسان های کوچک و جهنمی که در آن گیر کرده بودند می پرداخت.
در حال حاضر با بازگشت سری Call Of Duty به جنگ جهانی دوم و همچنین عرضه شدن عنوان Battlefield 1 که در خلال جنگ جهانی اول رخ می داد، ممکن است دوباره شاهد عرضه شدن عناوین متمرکز بر جنگ جهانی دوم باشیم. به همین دلیل و به بهانه برگشت دو سری بزرگ اول شخص شوتر به جنگ های جهانی، به سراغ نقد و بررسی یکی از بزرگترین بازی های ساخته شده بر اساس جنگ جهانی دوم رفته ایم، با نقد و بررسی Brothers in Arms: Hell’s Highway، ساخته استدیو Gearbox که توسط Ubisoft منتشر شده، همراه گیمفا باشید.

این برادران برایتان ارزش بسیاری خواهند داشت

داستان: همرزم با بهترین برادران 

لشکر صد و یکم هوابرد ارتش ایالات متحده (The ۱۰۱st Airborne Division) یکی از ورزیده ترین و تاکتیکی ترین نیروهای نظامی ارتش امریکاست. این لشکر مخصوص عملیات هایی است که تمرکز ویژه‌ای بر روی حملات ناگهانی، مخفیانه و تاکتیکی با تکیه بر فرود از هوا به زمین دارند. داستان سومین نسخه از سری Brothers in Arms همانند دو نسخه قبلی، ماجراهای گروهبان دوم، مت بیکر فرمانده یکی از واحد های این لشکر را روایت می کند.در نسخه سوم، داستان مت بیکر و برادرانش در مراحل پایانی جنگ جهانی دوم و در خاک هلند، سرزمین لاله ها دنبال می شود.
داستان کلی بازی، روایتگر یک عملیات حقیقی و واقعی است که در مراحل پایانی جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین انجام شد. این عملیات اما به دلیل شرایط خاص جنگی، تبدیل به شکستی بزرگ برای نیروهای متفقین شد. داستان بازی Brothers in Arms: Hell’s Highway شخصیت های مهم سری را در میان عملیاتی در خاک هلند قرار می دهد که تلفات بسیار زیادی را برای هر دو سوی جبهه به همراه داشت. این عملیات با اسم رمز Market Garden شناخته می شود. Market Garden یک عملیات شکست خورده در جنگ جهانی دوم است که در خاک هلند و آلمان انجام شد. در این عملیات نیروهای هوابرد لشکر صد و یکم امریکا با نام مارکت و نیروهای زمینی ارتش انگلستان با اسم رمز گاردن شناخته می شدند. هدف این عملیات ضربه زدن به قلب صنعتی المان در دل منطقه روهر بود. طی نقشه های متفقین، نیروهای هوابرد امریکایی و نیروهای زمینی انگلستان می بایست طی عملیات هایی مخفیانه به خط دفاعی مستحکم آلمان موسوم به زیگ فرید، ضربه می زدند، قرار بر این بود که این عملیات شرایط را برای نفوذ هرچه بیشتر نیروهای متفقین به خاک المان از طریق بلژیک و هلند اماده کند. اما نیروهای متفقین موفق نشدند از منطقه Rhine عبور کنند. این شکست باعث شد نقشه های اصلی نیروهای متفقین برای ورود به خاک المان و به دنبال آن، از میان بردن زیر ساخت های اصلی صنعتی آلمان و در نتیجه پایان دادن به جنگ در کریسمس سال ۱۹۴۴ با شکستی عظیم رو به رو شود.
اما داستان Brothers in Arms: Hell’s Highway فقط بر روی رخداد های نظامی این عملیات تمرکز ندارد. مت بیکر و دوستانش بعد از از دست دادن همرزمان بسیار زیادی در نبردهای پیشین جنگ جهانی دوم، با ورود به خاک هلند و شروع نفوذهای تاکتیکی و استراتژیک، با مشکلات بزرگی مواجه می شوند. مت بیکر در پی از دست دادن مردان بسیاری که تحت فرمان او در جنگ کشته شده اند، دچار مشکلات روحی و روانی بسیاری است و به نوعی خواب و ارام ندارد، در پی این رخدادها، بیکر که فرمانده نیروهاست، مسئولیت بزرگی را روی شانه هایش حس می کند، اما از سویی هم می داند که باید برای از دست دادن مردان بیشتری آماده باشد.

منبع:گیمفا

درباره نویسنده

رضا گشتاسبی

ارسال نظر

14 − = 13