تحلیل بازی ها

نقد و بررسی Divinity Original sin

images

سازندگان بازی Divinity Original sin یا ترجمه فارسی آن “نیروی الهی:سرچشمه ی گناه” نمونه بسیار خوبی در صنعت بازی های کامپیوتری است که یک سازنده قدرتمند با بیرون آمدن از بند خواسته های ناشر توانسته دقیقا آن بازی که همواره قصد داشته بسازد را تولید کند .

سازندگان بازی Divinity Original sin یا ترجمه فارسی آن “نیروی الهی:سرچشمه ی گناه” نمونه بسیار خوبی در صنعت بازی های کامپیوتری است که یک سازنده قدرتمند با بیرون آمدن از بند خواسته های ناشر توانسته دقیقا آن بازی که همواره قصد داشته بسازد را تولید کند .
سازنده بلژیکی این بازی یعنی استودیو Larian به مدت ده سال بر روی این فرنچایز کار میکرد یعنی از سال ۲۰۰۲ با عرضه ی Divine Divinity به عنوان اولین شماره از این بازی،اما مساله برای Original sin متفاوت بود .تیم سازنده این بار یک کمپین Kick starter برای بدست آوردن بودجه ساخت بازی بر اساس دنیای Divinity به راه انداخت.
البته وعده دادن برای یک کمپین جمع آوری پول با عملی کردن آن خیلی فاصله دارد یکی از مهم ترین وعده ها، ساخت یک Divinity که آنها همیشه دوست داشتند بسازند ولی ناشر اجازه نمیداده بودکه البته سازندگان به بهترین شکل به وعده ی خود عمل کرده اند.

این بازی در سبک RPG نوبتی است و در کنار آن داستانی قوی و گیم پلی روان و پولیش شده دارد که آدم را ترقیب به بازی کردن بیشتر آن می کند.
بازی در ابتدا توسط کتیبه ای وضعیت کنونی دنیای بازی یعنی Rivellon را توضیح میدهد.در این دنیا نیروی های جادویی مختلفی وجود دارد اما جادوی سیاه و کسانی که این نوع جادو را انجام میدهندغیر قانونی اعلام شده است.شما در نقش دو شکارچی جادوگر از طرف دولت به شهر Cyseal فرستاده میشود تا در رابطه با قتل اسرار آمیز یک سیاستمدار تحقیق کنید.
چند ساعت ابتدایی بازی حول محور مبارزه با جادوگری و مسائل بدرد نخوری میگذرد که نبودش چیزی را تغییر نمیداد و در اصل چیزی جز کش دادن داستان نیست اما کمی جلوتر پیچش های داستانی عجیب غریبی را شاهد خواهید بود پس مثل من سریع قضاوت نکنید .محیط شهر Cyseal به بزرگی RPG های جهان باز دیگر نیست اما در عوض جزئیات بیشتری در انتظار شما خواهد بود.داستان که با تحقیق در رابطه با یک قتل شروع می شود به یک باره تبدیل به یک سفر کیهانی بین فضا و زمان میشود.

نقد و بررسی  Divinity Original sin
حتی زمانی که در حال انجام ماموریت معمول اکثر RPG ها یعنی پیدا کردن یک آیتم و آوردنش برای یک شخصیت بودم بسیار پیش آمد که از جزئیات ماموریت ها متعجب و هیجان زده شدم .برای مثال در یک ماموریت اگر هیرو شما دارای توانایی PET PAL باشید میتوانید با یک گربه که در روابط اجتماعی اش دچار مشکل شده حرف زده و به او در حل این مشکلات کمک کنید یا مثلا یک چاه سخنگو که شما را به یک منطقه برفی تل پورت می کند تا برادرش را پیدا کنید .هر سیاهچال و یا هر شخصیتی که با آن روبرو می شدم به گونه ای انتظارات من را زیر سوال میبرد و من رو وادار میکرد که حس فانتزی بودن این دنیا را فراموش کنم و احساس کنم همه چیز واقعی است.
Orc ها در این بازی به عنوان دشمنان متجاوز تصویر شده اند ولی من یک Orc دیدم که در حال گریه و زاری بر سر جنازه رفتگانش بود و از من درخواست کرد که او را تنها بگذارم.دشمنان Undead زیادی بودند که میخواستند من رو تیکه تیکه کنند ولی یک تعدادی هم بودند که نگرانی آنها این بود که در این دنیا به عنوان روح هایی سر گردان گیر افتاده اند و بحث هایی فلسفی و دینی را مطرح میکردند. حتی مهربان ترین شهروندان شهر Cyseal اغلب انگیزه هایی مبهمی داشتند که من به عنوان بازیکن میتونستم با پرسیدن سوالات مختلف و البته درست به واقعیت پی ببرم .

images

بازی کنترل دو شخصیت را در اختیار شما می گذارد که درحالت تکنفره نیز وجود دارد البته حالت Co op آنلاین هم هست که میتوانید همراه دوستانتان بازی را انجام بدهید البته شاید بگید در انتخاب های بازی چه کسی تصمیم میگرد .در مکالمات هر دو طرف حضور داشته و انتخابشان در روند مهارت هایی که بدست می آورند تاثیر میگذارد البته اگر اختلاف زیاد باشد بازی همانند دیگر نقش آفرینی ها عمل نکرده که این اختلاف را به خارج از بازی بکشد بلکه شما در یک بازی سنگ کاغذ قیچی مشخص میکنید چه کسی تصمیم آخر را بگیرد و مسیر بازی را مشخص کند                                  روش غریب Original sin در ارائه دنیای فانتزی خود حتی تا مکانیسم نحوه انجام یک کوئست ادامه دارد .مثلا باید از یک پل که توسط یک ترول محافظت میشود عبور کنید میتوانید پول بدهید و عبور کنید ،یا اگر خوشگل و دلربا هستید … یا تاس بازی کنید یا حتی سنگ کاغذ قیجی بازی کنید !!! یا شایدم در رابطه با عبورتون او را با حرف متقاعد کنید البته شاید هم ترجیح بدید همه چیز را با شمشیر و جادو حل کنید انتخاب با شماست.
بازی نه تنها راه های مختلفی برای حل کوئست ها در اختیار شما میگذارد بلکه برای هر کدام جایزه ای نیز در نظر گرفته شده است تا اگر شما دوست نداشته باشید که وارد جنگ شوید همچنان بتوانید با کسب امتیاز مهارت های شخصیت خود را افزایش دهید .
هر مسیری که انتخاب کنید دارای جزئیات انتخاب های مختلف است و کاملا طراحی شده است و تنها حاصل تولید خودکار موتور بازی نیست
مبارزات نوبتی در Original sin همانند بخش قبل دارای انتخابات بسیاری است .شما می توانید از بین شخصیت ها از پیش ساخته شده بازی یکی را انتخاب کنید اما جدای از آن انتخاب مهارت های جدید کاملا در دست شماست و تمام این مهارت ها به شکل رضایت بخشی با هم ارتباط بر قرار کرده و با اصطلاح مچ میشود .

DOS_0015

در یکی از مراحل بازی من در حال مبارزه با یک غول سرسخت بودم که متوجه شدم غول تمام مبارزان Melee یا همان نزدیک زن را داغون کرد .بار بعد از این شکست درس گرفت و شخصیتی که نقش Tank(نیروی تخریبی) را داشت را ابتدا وارد کردم و این نیرو قدرت از کار انداختن مقطعی دشمن را داشت سپس زمانی که باس در حال بازیابی بود کمانداران من با تیر های یخی او را سر جایش فریز کردند سپس جادوگر من یک ابر بارانی را بر سر باس ریخت که باعث شد باس وضعیت خیس یا wet پیدا کرده و با وارد کردن آخرین حرکت یعنی نیروی رعد برق که حالا به خاطر خیس بودن باس تاثیر بیشتری دارد دمیج بسیار زیادی به باس وارد کردم .
واکنش بین قابلیت ها و جادو ها به شکلی منطقی پیاده شده و نقطه شگفت انگیز اینجاست که چرا تاکنون چیزی شبیه این در هیچ RPG دیگری نبوده است. اگر یکی از شخصیت های شما در میدان نبرد بر روی یک مسیر یخی قرار بگیرند احتمال لیز خوردن و از دست دادن یک نوبت یا turn وجود دارد .اگر یک گوی آتشین به سمت یک چاله که در آن نفت است پرتاب کنید خواهید دید که آتش میگیرد و دشمنان اطرافش را هم از بین خواهد برد .کسب مهارت در استفاده ی درست از ترکیب قدرت ها مختلف به شما در شرایط حساس بسیار کمک خواهد کرد و همانند من احساس توقف ناپذیری خواهید کرد حتی وقتی جلوتر بازی چالش های سخت تری در مقابل من قرار داد .

 

نتیجه گیری:
Divinity: Original Sin یکی از عمیق ترین و فراموش نشدنی ترین بازی بود که طی چند سال گذشته بازی کردم
به نظر میرسد Divinity: Original Sin تضاد هایی که در خود دارد را پذیرفته و به آنها افتخار میکند،تضاد هایی مثل پیچیده بودن ولی قابل فهم بودن ،نوستالژیک و در عین حال مدرن،گاهی کلیشه ای ولی در بسیاری موارد تک و بی همتا.این بازی یادآور احساس بازی هایRPG دهه ۹۰ بر روی PC اما هم زمان از نظر داستانی ،محیط و مکانیزم مبارزات بسیار متفاوت و پیشرفته است.هیچوقت فکر نمیکردم یک تیم کوچک بلژیکی که بودجه خود را از طریق Kick starter بدست آورده بتواند عمیق ترین و فراموش نشدنی ترین تجربه بازی در طول عمرم گیمری من را رقم بزند در آخر میگم هر انتظاری که از این بازی دارید را کنار بگزارید چون این بازی بر خلاف انتظارها است.

منبع: نارسیس رایانه

درباره نویسنده

علی باقرزاده

ارسال نظر

− 5 = 4