تحلیل بازی ها

نقدو بررسی doom

rasell2
تا به حال بارها در عناوین مختلف مشاهده کرده‌ایم که به طرق مختلفی درب‌های جهنم به دنیای ما باز شده است و موجودات جهنمی به جان انسان‌ها افتاده‌اند. بر حسب تعریفی که هر شخص از جهنم دارد موجودات جهنمی هم متفاوت هستند و گاهی شبیه موجودات DMC، گاها مثل هیولاهای Shadow of the Damned و برخی هم از معروفترین نوع آن‌ها یعنی هیولاها و دیوهای شاخ‌دار سری مشهور و کلاسیک Doom هستند که گویی واقعا از دل جهنم آمده‌اند تا به خدمت ما برسند.
ذر زمانی که هنوز کسی درست نمی‌دانست اصلا شوتر اول شخص چیست و چگونه می‌تواند به جهنم ربط پیدا کند، استودیو id software و در راس آن‌ها جان کارمک افسانه‌ای دروازه‌های جهنم را به روی کامپیوترهای قدیمی گشود آن هم با زاویه دید اول‌شخص! هیولاهای جهنمی به سمت ما سرازیر شدند و انتظار اتفاقات شومی برای انسان‌ها می‌رفت، ولی ناباورانه پس از مدتی اتفاق عجیبی رخ داد. به جای آن که کسی ناراحت باشد که چرا جهنمی‌ها به ما حمله‌ور شده اند و یا از آنها متنفر باشیم، همگی عاشق آن هیولاها شدیم و آنها به جای فتح زمین، دروازه‌های قلب ما را فتح کردند. حتی کسانی که درب‌های جهنم بر روی کامپیوترهای آنان باز نشده بود هم خودشان برنامه “دربازکن جهنم” به نام Doom را می‌خریدند تا هیولاها، کامپیوترهای آنها را نیز بی‌نصیب نگذارند!
 
هر روز بسیاری از انسان‌ها در حالی که شات‌گان دولول و محبوب بازی را دردست داشتند به دل هیولاها زده و خیلی از آن‌ها را دوباره به سرزمین مادریشان باز می‌گرداندند! گذشت و گذشت و روز به روز محبوبیت این شوتر جهنمی بیشتر و بیشتر شد و تازه همگان فهمیدند که سبک شوتر اول‌شخص این‌گونه است و چقدر هم سرگرم کننده و فوق‌العاده است.

بازی Doom تبدیل به عنوان میزان و اولین بازی بزرگ در ژانر شوتر اول شخص شد و جان کارمک هم به جای این که به جرم بازکردن درواره‌های جهنم خائن شناخته شود به نوعی خود را به عنوان پدر ژانر شوتر اول‌شخص معرفی کرد! حتی اکنون و پس از سال‌ها که بازگردیم و به عناوین اولیه Doom نگاه کنیم از خلاقیت و توانمندی که آن زمان در ساخت بازی به کار گرفته شده است شگفت‌زده می‌شویم و تازه مهم‌ترین بخش قضیه این است که چنین فرمولی برای ساخت بازی برای اولین بار به کار رفته است و هیچ الگو و مدلی برای خلق چنین عنوانی وجود نداشته است و سازندگان Doom خود، الگوسازی و استاندارد سازی کرده اند و عنوانی را خلق کرده‌اند که خود تبدیل به مقیاس و معیار برای یک سبک شده است.
 
مدت زیادی از ساخت آخرین عنوان سری Doom می‌گذشت و طرفداران و علاقمندان بسیار زیادی در دنیا منتظر معرفی نسخه جدیدی از این سری بودند تا این که سرانجام این اتفاق رخ داد و عنوان جدیدی با نام Doom (که در ابتدا قرار بود شماره چهارم باشد) توسط Bethesda بدون هیچ پیشوند و پسوندی معرفی شد و همگان را بسیار خوشحال کرد. پس از این که در مراسم E3 سال گذشته ویدئوهای گیم‌پلی بازی پخش شد انتظارات بسیار بالاتر هم رفت و ویدئوها نوید یک شوتر با جذابیت همان عناوین اولیه را می‌دادند که قرار است روح تازه‌ای در کالبد شوترهای اول‌شخص کلاسیک، سریع و هیجان‌انگیز بدمد.

زمان گذشت تا بالاخره موعد انتشار بازی فرارسید و چند روز قبل Doom برای خیل طرفدارانی که منتظر آن بودند منتشر شد و به انتظار آنها پایان داد. بازخوردهایی که تاکنون بازی دریافت کرده است بازخوردهای مثبت و خوبی بوده‌اند و از یک عنوان موفق و جذاب خبر می‌دهند ولی نقدهای منفی نیز در کارنامه Doom مخصوصا در روزهای اول عرضه به چشم می‌خوردند که متای بازی را تا زیر ۸۰ هم پایین بردند و داشتند کار را خراب می‌کردند ولی خوشبختانه با انتشار نقدهای بیشتر از سایت‌هایی که زیاد دنبال مطرح کردن خودشان با دادن نمره پایین نیستند وضعیت متای بازی هم بهتر شد و تا امتیاز ۸۳ بالا آمد که امتیازی عالی برای یک شوتر کلاسیک است.
 
البته باز هم امکان تغییر و بالا یا پایین رفتن امتیاز بازی وجود دارد اما امیدوارم که این تغییر رو به بالا باشد. این را به آن دلیل که طرفدار سرسخت این سری هستم نمی‌گویم بلکه به این دلیل می‌گویم که این یک بازی از یک فرنچایز بزرگ است و ما هم عاشق بازی‌ها و عناوین بزرگ هستیم. هر عنوانی که نمره پایین می‌گیرد، خصوصا اگر از یک سری محبوب و بزرگ باشد، من واقعا ناراحت و غمگین شده و از موفقیت هر عنوانی بسیار خوشحال می‌شوم. انگار که با موفقیت یک بازی ما گیمرها سربلند می‌شویم و با شکست آن ما نیز شکست می‌خوریم. شکست یک فرنچایز بزرگ و محبوب، شکست همه ما گیمرها و شکست کلی خاطرات شیرین و دوست‌داشتنی ماست. مخصوصا با جوی که اخیرا در برخی سایت‌های دنیا به راه افتاده است مبنی بر دادن امتیاز بیهوده و بسیار پایین به بازی‌های خوب و حتی بسیار عالی که مورد تحسین همه واقع شده‌اند. این‌جاست که نمره متا ارزش پیدا می‌کند، زیرا اگز وجود نداشت ممکن بود هر شخصی با خواندن نقد هر سایتی که همیشه از آن بازدید می‌کند راجع به بازی دید مثبت یا منفی پیدا کند ولی با وجود متا قطعا همان شخص به امتیاز متا نگاه می‌کند که دیگر حاصل نظر یک فرد نیست و نظرات منتقدان زیادی را شامل می‌شود و اعتماد به شعور جمعی بسیار عاقلانه‌تر است.

نمرات سایت‌ها تنها نظر افراد مختلف است که تبدیل به نمره شده و می‌تواند ملاک‌های بسیاری در آن دخیل باشد که درست یا غلط باشند. اگر این‌گونه نبود که نمی‌شد یک بازی نمره مثلا ۵۰ از ۱۰۰ دریافت کند و همان بازی از شخصی دیگر ۹۰ بگیرد. این یعنی ملاک‌ها و سلایق مختلف کاملا در نمره بازی دخیل هستند و این نمره بر اساس یک فرمول علمی و ریاضی‌وار و ثابت داده نشده است بلکه در نهایت به حسی که آن منتقد بعد از تجربه بازی داشته است باز می‌گردد و بستگی دارد. البته امتیاز متایی که یک بازی بعد از مثلا ۵۰ نقد می‌گیرد دیگر قابل استناد است زیرا به شعور جمعی می‌توان اعتماد کرد و این‌گونه نیست که یک نفر با غرض بتواند امتیاز یک بازی را کلی پایین بیاورد زیرا در ۵۰ یا ۱۰۰ نقد، نظر یک شخص چندان تاثیرگذار نیست.
 
در این مطلب قصد دارم تا نمرات و امتیازات و بازخوردهایی که تاکنون بازی Doom در دنیا دریافت کرده است را کنار بگذارم و با تجربه شخصی خود، به بررسی زوایای مختلف این بازی پرداخته و اجزاء و قسمتهای گوناگون بازی و نقاط قوت و ضعف آن را برای شما عزیزان تحلیل کنم تا در نهایت به یک نتیجه‌گیری دست پیدا کنیم و مشاهده کنیم که آیا این بازی موفق شده است تا میراث با‌ارزش سری Doom را حفظ و نگهداری کند یا تنها یک شوتر اول‌شخص سریع، خوب و جذاب است و نه بیشتر. اگر قصد دارید تا اطلاعات بیشتری را در مورد نسخه جدید Doom کسب کنید در ادامه با من و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.
 
داستااااااااااااااااااااان؟؟؟ (با تلفظ جناب خان!)
همان طور که قبلا هم در پیش‌نمایش ابن عنوان خدمت شما عرض کرده بودم، اصولا داستان در سری عناوین Doom و به طور کلی در شوترهای اول‌شخص بسیار سریع و کلاسیک مثل Quake ،Unreal Tournament، “سم جدی” یا Pain Killer هیچ‌گاه داستان در درجه نخست و حتی در درجات بعدی اهمیت نیز قرار نداشته است و تنها به عنوان یک عامل توجیه‌کننده این که “چرا باید دشمنان را بکشیم و چرا آن‌ها دشمن هستند” محسوب شده است زیرا داستانی در همین حد کفایت می‌کرده است.

اما قاعدتا در یک بازی سال ۲۰۱۶ انتظار می‌رود که حتی اگر شوتری در سبک شوترهای کلاسیک نیز باشد از داستانی خوب و در بدترین حالت یک داستان معمولی بهره‌مند باشد. قرار نیست که چون عناوین کلاسیک این سبک هیچ کدام داستانی درست و درمان نداشته‌اند عنوان جدید آن فرنچایزها هم که سال‌ها بعد قرار است منتشر شوند داستان خوبی نداشته باشند و برای عنوانی در سال ۲۰۱۶ بهره‌مندی از داستان مناسب یک عامل مهم محسوب می‌شود. نمی‌توان نداشتن پیشینه مناسب داستانی در یک فرنچایز را دست‌آویزی برای توجیه داستان بسیار آبکی و ضعیف یک بازی کرد.
 
اگر بخواهیم در مورد داستان عنوان جدید Doom صحبت کنیم باید گفت با داستان بسیار ضعیف و پیش پا افتاده‌ای طرف هستیم. شما در نقش یک ابرسرباز در مریخ هستید که باید دریچه‌ای که از جهنم به آن سیاره باز شده است را ببندید و جلوی ورود موجودات جهنمی را به مریخ بگیرید. این کل داستان عنوان Doom است و تازه شخصیت اصلی بازی کلامی نیز حرف نمی‌زند و همواره ساکت و مودب است!
 
بازی  Doom با این که از همان ابتدا هم سازندگان آن ادعایی در مورد داستان بازی نداشتند و حتی اعلام کرده بودند تمرکز اصلی آن‌ها بر بخش چندنفره بازی است، با این حال داستان آن به قدری سطحی است که جای هیچ‌گونه توجیهی را باقی نمی‌گذارد و می‌شد که با مقداری پیچ و تاب دادن و ایجاد حساسیت‌هایی در داستان و یا لااقل با روایت جذاب‌تر، آن را بهتر و هیجان‌انگیز تر جلوه داد. در واقع باید گفت اصل امتیاز و نمره‌ای که از بازی کم می‌شود به عقیده بنده مربوط به داستان بازی است و در سایر بخش‌ها همان‌طور که در ادامه خواهید دید بازی ایراد خاص و بزرگی ندارد که سبب کم شدن نمره از آن شود و تنها ایرادهای کوچکی در بخش‌های دیگر وجود دارند. بازی از بخش داستان به هیچ وجه نمره قبولی نمی‌گیرد و سطحی‌ترین داستان ممکن را ارئه می‌دهد.
 

گرافیگ، Hell! it’s Beautiful
در مبحث گرافیک بازی Doom، مثل همیشه آن را در دو قالب فنی و هنری بررسی خواهیم کرد. در بخش فنی باید گفت این عنوان موفق عمل کرده است و کاملا روان و بدون مشکل اجرا می‌شود. در طول تجربه بازی به هیچ وجه افت فریم در بازی مشاهده نکردم و حتی در صحنه‌های شلوغ نیز نرخ فریم‌ریت بازی با ثبات و پایدار باقی می‌ماند و به تجربه لذت‌بخش شما خدشه‌ای وارد نمی‌کند. نورپردازی در بازی با توجه به تاریکی، بی‌روح بودن و مردگی اکثر محیط‌های آن به خوبی انجام گرفته است و در این بخش نیز مشکل خاص و قابل ذکری مشاهده نمی‌شود.
 
در مبحث گرافیک فنی البته مشکلات کوچکی نیز مشاهده شد که قابل ذکر هستند. گاهی برخی تکسچرها و بافت‌ها در محیط بازی کاملا لود نمی‌شدند و وقتی به نزدیک آن‌ها می‌رسیدم تازه بعد از مدتی کوتاه کاملا بارگذاری می‌شدند که نکته‌ای منفی محسوب می‌شود. ولی در سایر وجوه گرافیک فنی بازی و به خصوص در مبحث ثبات فریم‌ریت که برای سبک سوتر‌های اول شخص بسیار سریع یک اصل محسوب می‌شود همان‌طور که گفتم بازی کاملا پرقدرت و پایدار عمل می‌کند و به شما اجازه لذت بردن از آن، چه در بخش تک‌نفره و چه در بخش چند‌نفره که ثبات فریم‌ریت اهمیت بیشتری هم دارد را می‌دهد و خدشه‌ای به آن وارد نمی‌کند. اگر از ایرادات کوچک در بخش دیر لود شدن برخی تکسچرها در بازی بگذریم باید گفت سازندگان موفق شده‌اند تا یک بازی روان و پایدار را برای بازیبازان فراهم کنند.
 
در مبحث گرافیک هنری نیز باید اذعان داشت که به مانند بخش فنی، شاهد عملکرد موفقی از سوی طراحان بازی هستیم. طراحی مراحل Doom به خوبی انجام شده است و کاملا مناسب عنوانی در این سبک است. محیط‌ها و مراحل مختلفی در بازی وجود دارند که تنوع خوبی به بازی بخشیده‌اند و اجازه نمی‌دهند حس تکراری بودن مراحل شما را آزار دهد. با این که بازی در سیاره مریخ جریان دارد و دست سازندگان برای این که هر محیطی که دلشان بخواهد از قبیل سرسبز و جنگلی و … را خلق کنند بسته بوده است، ولی آن‌ها موفق شده‌اند تا با همین محدودیت هم تنوع خوبی به مراحل بازی ببخشند. البته انتظار تنوع و طراحی مراحل Dark Souls 3 یا Uncharted را نداشته باشید ولی به طور کلی کار طراحان هنری بازی در زمینه طراحی و تنوع مراحل، موفقیت‌آمیز و قابل تحسین است. طراحی دشمنان بازی نیز بسیار مناسب و جذاب صورت گرفته است و شاهد حضور دشمنانی کلاسیک و البته جدید در بازی هستیم که به زیبایی طراحی شده‌اند و کاملا به ریشه‌های این فرنچایز محبوب وفادار مانده‌اند. انواع هیولاها و دیو‌های جهنمی و اسکلت‌های سوزان و… در بازی وجود دارند تا بر سر شما بریزند و شما را به چالش بکشند.

نکته‌ای که در مورد گرافیک هنری بازی کمی توی ذوق می‌زند غلبه بسیار زیاد رنگ قرمز در خیلی از محیط‌ها و مراحل بازی است که در برخی تصاویری که از بازی برای شما قرار داده‌ام کاملا مشخص است و گاها چشم را آزار می‌دهد که می‌شد این مورد را کمی بهبود داد و مقداری از این غلبه شدید رنگ قرمز در محیط بازی کاست. در مجموع در مورد گرافیک کلی بازی باید گفت بازی Doom واقعا زیبا و شسته رفته به نظر می‌رسد و در طول تجربه بازی به هیچ‌ وجه گله‌ای از آن نخواهید داشت، چه از لحاظ روان اجرا شدن بازی و پایدار بودن نرخ فریم‌ریت و چه از منظر طراحی مراحل و دشمنان و…
 
گیم‌پلی، جولانگاه قدرت و جذابیت
در شوترهای کلاسیک و سرعتی، گیم پلی حرف اول و دوم و سوم و… را خودش به تنهایی می زند و داشتن یک گیم پلی عالی، هیجان انگیز، سرعتی و لذت بخش از نان شب هم برای این عناوین واجب تر است. در عناوینی مثل Doom همواره سوار بر مرکب سریع و خونین گیم‌پلی هستیم و اگر این بخش موفق شود تا بازیباز را به خود جذب کند دیگر کمبودی وی را آزار نخواهد داد زیرا که گیم پلی همه چیز یک شوتر اول شخص کلاسیک است و چنین عناوینی اگر بالاترین کیفیت را در تمام بخش ها داشته باشند ولی فقط گیم پلی آن‌ها جذاب نباشد کل المان‌ها و قسمت‌های مختلف بازی را با خود زیر سوال می‌برد و البته عکس این موضوع نیز صادق است. یعنی اگر گیم‌پلی در چنین عناوینی عالی باشد می‌تواند ضعف سایر قسمت‌ها را پوشش دهد. در عنوان Doom خوشبختانه باید گفت بازی از هر دو نکته مثبت بالا برخوردار است و چه بهتر از این؟. Doom هم در بخش گیم‌پلی و هم در سایر زمینه‌ها موفق عمل کرده است و نیازی نیست تا یک بخش ضعف دیگری را بپوشاند.
 
گیم پلی بازی Doom تمامی استانداردهای لازم برای یک شوتر اول شخص کلاسیک با استایل آرکید را در بالاترین کیفیت داراست و ازسرعت بسیار بالای روند گیم پلی تا دشمنانی که دیوانه وار به سمتتان هجوم می آورند و یک لحظه هم شما را راحت نمی گذارند در این عنوان وجود دارد.. Doom از آن دست شوترهایی که پشت یک دیوار یا کاور کمین کنید و آنجا محل امنی برای خود بسازید و همه را از بین ببرید نیست بلکه باید در هر لحظه در حرکت باشید و جابجا شوید و در همین حال به طور مداوم به جلو و عقب و چپ و راست خود بچرخید و شلیک کنید.
 
همان‌طور که قبلا نیز در مورد گیم‌پلی بازی خدمت شما توضیح داده بودم یک سیستم و مکانیک مبارزه به نام “حمله هل دهنده رو به جلو” در بازی وجود دارد که مانع از پناه گرفتن بازی‌بازان پشت سنگرها و یا استراحت کردن برای پر شدن خط سلامتی می‌شود. در همین راستا در بازی نه خبری از مکانیک کاورگیری هست و نه خبری از سیستم خط سلامتی پر‌شونده. بازی‌بازان می‌توانند بسته‌های سلامتی یا افزایش مقاومت را که در طول مراحل بازی پراکنده هستند جمع کنند و یا برای پر کردن خط سلامتی خود دشمنان را بکشند.
 
 ابزار شلیک را بازی به بهترین شکل ممکن در اختیار شما قرار می دهد و انواع واقسام اسلحه ها را با کارایی های مختلف در دسترس خود دارید. از سلاح های قدیمی و کلاسیک تا انواع و اقسام سلاح های جدید مختلف در توپخانه مجهز شما حضور دارند تا بسته به موقعیتی که یک مرحله یا بخش خاص دارد از بهترین آن ها به نفع خود استفاده کنید و می‌توانید در طول بازی سریعا بین آنها سوئیچ کنید. البته باید هم حتما این کار را انجام دهید زیرا که دشمنان و هیولاهای جهنمی Doom آماده دریدن شما هستند.

بسیاری از اسلحه‌های کلاسیک سری شامل سوپر شات‌گان و BFG 9000 دوباره در این نسخه بازگشته‌اند. علاوه بر این‌ها ضربات Melee از قبیل حمله با اره‌برقی که دشمنان را به دو نیم تقسیم می‌کند نیز در بازی وجود دارند که بسیار هیجان‌انگیز و خشن هستند. بسیاری از دشمنان مربوط به بازی اصلی سری مثل Revenant ها، Mancubus ها و سایبردیمون‌ها نیز بازگشته‌اند که البته برخی از آن‌ها طراحی جدیدی را به خود دیده‌اند.
 
همان‌گونه که قبل از انتشار بازی نیز مشخص شده بود مکانیک جدیدی در بازی DOOM معرفی شده است که سیستم تمام کننده‌های Melee است و به بازی‌باز اجازه می‌دهد تا زمانی که به اندازه کافی به دشمن آسیب وارد کرده است با یک تمام کننده melee با خشونت و البته به زیبایی کار وی را یک‌سره کند. دشمنان بدبختی که برای اجرا شدن این تمام کننده‌ها روی آن‌ها آماده هستند با تغییر رنگ مشخص می‌شوند و شما متوجه می‌شوید که قادر هستید کار آن‌ها را سریعا تمام کنید.

در مورد بخش چند نفره بازی نگاهی به توضیحاتی که قبلا خدمت شما ارائه کرده بودم می‌اندازیم. “ساخت بخش چند نفره DOOM را استودیو Certain Affinity بر عهده داشته که استودیویی آمریکایی واقع در تگزاس است و در سال ۲۰۰۶ توسط آقای Max Hoberman و تعدادی از کارکنان سابق بانجی و تنی چند از افراد خبره صنعت بازی‌های رایانه‌ای تاسیس شده است. چندین مد مختلف بخش چند نفره از قبیل Deathmatch و domination و freeze tag و clan arena در بازی وجود دارند. ارتقاها و تلپورت شدن نیز در این عنوان وجود دارند.
 
برخی مد‌های خاص در بازی دارای قواعد ساختاری نامتقارنی هستند که در آن ها بازی‌بازان می‌توانند یک pentagram را در نقشه بردارند که به آنها اجازه می‌دهد تبدیل شوند و در نقش یکی از هیولاهای مخوف بازی ایفای نقش کنند. DOOM هم‌چنین دارای یک سیستم ساخت و ساز در بازی به اسم “Doom SnapMap” است که با ما اجازه می‌دهد نقشه‌های دلخواه خود را بسازیم، مدهای جدیدی برای بازی با قوانین خودمان خلق کنیم و آن‌ها را در یک جامعه آنلاین به اشتراک بگذاریم.” بخش چند نفره بازی تا به اینجا که کاملا موفق شده است نظر مثبت طرفدراران را جلب کند و رضایت منتقدان را نیز با خود همراه داشته باشد.
 
در مجموع در مورد گیم‌پلی بازی باید بگویم که این بخش به جرات برترین و با کیفیت‌ترین قسمت بازی Doom است که البته انتظاری هم غیر از این نمی‌رفت و مشخص بود که این بازی اگر موفق شود بر اساس گیم‌پلی جذابش موفق شده است و حالا که این گونه شده است پس خود گواهی بر این است که حتی اگر بازی را انجام نداده باشید نیز بدانید که با گیم‌پلی قدرتمندی طرف هستید. چرا که همان‌طور که قبلا هم عرض کردم عنوانی در این سبک “اگر بالاترین کیفیت را در تمام بخش ها داشته باشند ولی فقط گیم پلی آن‌ها جذاب نباشد کل المان‌ها و قسمت‌های مختلف بازی را با خود زیر سوال می‌برد”. گیم‌پلی ِDoom دقیقا همان چیزی است که در بهترین حالت باید باشد و می‌تواند تا طرفداران بازی و همین‌طور علاقمندان جدید را کاملا راضی نگاه دارد و اوج جذابیت را به آن‌ها منتقل کند.
 
موسیقی، جهنم Doom، بهشت متال‌بازها!
برای چنین عناوینی که در سبک شوترهای old-school و کلاسیک سریع هستند و در هر ثانیه چندین هیولا به سرتان می‌ریزند، هیچ موسیقی به اندازه سبک هوی متال و هاردراک مناسب نیست و همیشه هم اگر دقت کرده باشید در عناوینی مثل doom و Pain Killer و Serious Sam و… از همین سبک موسیقی در بازی استفاده می‌شود که هیجان بازیباز را چند برابر می‌کند و نقش مهمی را در القا کردن حس سرعت و خشونت و قدرت به بازیباز دارد.

عنوان Doom نیز در بخش موسیقی از همین فرمول پیروی کرده است و همان‌طور که قبلا هم در مقاله پیش‌نمایش بازی خدمت شما عرض کرده بودم موسیقی‌هایی که در بازی DOOM می‌شنویم غالبا در سبک موسیقی هارد‌راک، هوی‌متال و Thrash Metal قرار دارند و قالب کلی موسیقی‌های بازی از سبک هاردراک و هوی‌متال تاثیر پذیرفته است. جالب است بدانید که creative director بازی یعنی آقای هوگو مارتین در باره کل این بازی و نه فقط موسیقی‌های آن گفته است “بازی DOOM از موسیقی راک‌اندرول الهام گرفته شده است”. الحق و الانصاف هم هیچ سبک موسیقی دیگری به اندازه راک و متال با حال و هوای این بازی سازگاری ندارد و سازندگان انتخاب درستی در قرار دادن موسیقی‌های مختلف بازی داشته‌اند.
 
نکته منفی که در موسیقی و صداگذاری بازی وجود داشت این بود که گاها در منوی بازی و یا در صفحه Pause، موسیقی بازی ناگهان قطع می‌شد و دوباره پس از مدت کوتاهی اجرا می‌شد. این تنها نکته منفی بود که در بخش صداگذاری و موسیقی بازی مشاهده شد وگرنه در بخش افکت‌های صوتی و صداگذاری‌های مختلف مانند اسلحه‌ها و همچنین اجرای صداگذاران شخصیت‌هخای بخش تک‌نفره و داستانی، بازی در بالاترین سطح عمل می‌کند و هیچ مشکلی در این بخش مشاهده نمی‌شود. در مجموع باید گفت عنوان Doom در زمینه صداگذاری و موسیقی به جز نکته‌ منفی که خدمت شما عرض کردم، توانسته است تا کاملا موفق عمل کند و در سطح عناوین استاندارد و روز دنیا خود را مطرح کند.
 
نتیجه گیری، این Doom است، همان بازی خاطره‌انگیز
بسیاری از بازیبازان در دنیا و مخصوصا بازیبازان قدیمی‌تر که عناوین کلاسیک سری Doom را تجربه کرده‌ بودند سال‌های زیادی منتظر معرفی و انتشار یک عنوان درست و حسابی در این فرنچایز ماندند و امیدواری بسیار زیادی به بازی Doom جدید داشتند. پس از تجربه بازی باید به شما بگویم که به عنوان یکی از این طرفداران، کاملا از انتظاری که برای عرضه این بازی کشیده‌ام خشنود و راضی هستم و بازی Doom همان عنوانی است که منتظر بودم تا در سری Doom تجربه کنم.

Bethesda و id Software موفق شده اند تا پس از مدت‌ها منتظر گذاشتن بازیبازان و علاقمندان، عنوانی باب میل هواداران این فرنچایز ساخته و به آن‌ها هدیه دهند (البته هدیه‌ای ۶۰ دلاری!). عنوانی که شاید ضعف‌هایی دارد و می توانست در بخش‌هایی مثل داستان، بسیار بهتر و مناسب‌تر عمل کند ولی انصافا در مجموع یک شوتر کلاسیک فوق‌العاده جذاب و هیجان‌انگیز چه در بخش تک‌نفره و چه در بخش چندنفره را برای بازیبازان و هواداران به ارمغان اورده است و توانسته تا نام بزرگ و پرآوازه این سری محبوب را همچنان زنده و استوار نگاه دارد و با یک بازی جذاب طرفداران را دوباره به خاطرات قدیم و شیرینشان از این سری بازگرداند، آن هم در لباس یک عنوان نسل هشتمی.
 
Doom چه برای طرفداران قدیمی و چه برای بازیبازان جدیدی که علاقمند به تجربه یک شوتر اول شخص چالش‌برانگیز و جذاب هستند یک عنوان مناسب محسوب می‌شود و می‌تواند رضایت هر دو دسته را جلب کند. اگر این عنوان رد بخش تک‌نفره داستان بهتر و روایت جذاب‌تری داشت بخش اعظمی از امتیازی که از این بازی کسر کرده‌ام به آن باز می‌گشت، زیرا در سایر قسمت‌ها و المان‌ها و مکانیک‌های مختلف بازی ایراد بزرگ و خاصی مشاهده نکردم که باعث شود امتیاز بالایی از بازی کسر شود.
 
مهمترین نکته مثبت در ساخت این عنوان برای سازندگان بازی آن است که موفق شده‌اند تا عنوانی را بسازند که هم جدید و نسل هشتمی باشد و بازیبازان جدید را راضی نگاه دارد و هم از آن مهم‌تر کاملا به ریشه‌های این فرنچایز وفادار مانده باشد و به شایستگی نام Doom را آن هم بدون پیشوند و پسوند به عنوان یک شروع دوباره برای این سری یدک بکشد. Doom عنوان است که کاملا یارای رقابت با شوترهای بزرگ این روزها را داراست و در بخش‌هایی از آن‌ها ضعیف‌تر (مثل داستان) و در بخش‌هایی نیز قدرتمند‌تر است (مثل هیجان گیم‌پلی). مطمئن باشید که بازی Doom ارزش هزینه‌ای که برای آن متقبل می‌شوید را دارد و می‌تواند تا مدت‌ها شما را با بخش تک‌نفره و چندنفره جذاب خود سرگرم کند.

Doom حافظ شایسته میراث ارزشمند این فرنچایز است و شروع‌کننده مسیری جدید برای سازندگان و همین‌طور طرفداران این سری محسوب می‌شود. پس در صورت علاقه به شوترهای اول شخص، در لزوم تجربه بازی Doom شک نکنید و سریعا به دل جهنم بزنید زیرا که جهنم لا‌اقل در Doom جای بسیار سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیزی است!
منبع:نقدستان

درباره نویسنده

رضا ترکی

رضا ترکی

با سلام
رضا ترکی هستم کارشناس رشته ریاضیات.
از نوجوانی علاقه بسیار زیادی به طراحی گرافیک و کامپیوتر داشتم. اکنون در اینترنت با نام گرافیست مسلمان به طراحی پوسترهای فرهنگی و مذهبی می پردازم.
همچنین در انجام امور تحت وب تخصص هایی پیدا کرده ام که به مرور زمان آن ها را در اختیار همه قرار خواهم داد.

ارسال نظر

− 1 = 7