تحلیل بازی ها

نقد و بررسی بازی uncharted 4

rasell2
مدت‌ها بود که با انتظار برای انتشار Uncharted 4: A Thief’s End بی‌تاب بودیم و برای تجربه آن لحظه شماری می‌کردیم. آخرین اثر استودیو ناتی داگ سه بار تاخیر خورد و عطش برای چهارمین و آخرین دیدار با نیتن دریک (Nathan Drake) بیشتر و بیشتر می‌شد!
آن روزهای سخت سرانجام به پایان رسید و ماجراجویی تازه‌ای آغاز شد. ناتی‌داگ از جمله معدود استودیوهایی است که از کیفیت بالای بازی‌هایش حتی قبل از انتشار مطمئن هستیم. نمی‌دانیم که دقیقا چه چیزی انتظارمان را می‌کشد، اما می‌دانیم که هر لحظه از بازی‌های این استودیو، بزرگ و ستودنی خواهد بود. اوضاع مثل زمان انتشار نسخه دوم نبود و خبری از یک جهش بزرگ و انقلابی نبود، اما آن‌قدر اتفاقات مهم و بزرگی را در نسخه چهارم می‌بینیم که به‌راحتی می‌توان آن را به‌عنوان کامل‌ترین بازی مجموعه معرفی کرد. چه چیزی باعث شده تا چنین تجربه فوق‌العاده‌ای داشته باشم؟ این سوالی است که با خواندن این بررسی به جوابش خواهید رسید…
گنجینه بزرگ هنری ایوری (Henry Avery) تنها یکی از بخش‌های اصلی داستان بازی را تشکیل داده و قرار نیست به هدف اصلی بازی تبدیل شود. این شاید کمی عجیب به‌نظر برسد که بازی چهارم برخلاف سه نسخه قبلی، اهداف جدی‌تری را برای بازی درنظر گرفته تا پیدا کردن چنین گنجینه‌ای زیر سایه مسائل مهم‌تری قرار گیرد. با توجه به این‌که نیتن و برادرش سم (Sam) از سال‌های کودکی در اندیشه پیدا کردن این گنجینه بوده‌اند و سال‌های سختی را در راه به‌دست آوردن آن تجربه کرده‌اند، چطور ممکن است مسئله ای مهم‌تر همه چیز را تحت تاثیر خود قرار دهد؟ 

نیتن دریک پس از سه ماجراجویی بزرگ و باشکوه، با الینا فیشر (Elina Fisher) ازدواج کرده و زندگی آرامی را تجربه می‌کند. ترس از به‌خطر افتادن جان نیتن، باعث شده تا الینا از او قول بگیرد که دیگر مثل سابق سمت ماجراجویی جدیدی نرود. اوج جذابیت و هیجان کار این روزهای دریک غواصی کردن است و داستان اصلی بازی از یکی از ماموریت‌های زیر آب نیتن اغاز می‌شود. قواصی هیچ جذابیتی برای نیتن ندارد و او برای بهتر شدن حالش به اتاق زیر شیروانی پناه می‌برد تا خاطرات گذشته را مرور کند. بازی چهارم به‌عنوان آخرین ماجراجویی دریک، سعی دارد تا ذهن طرفدارها را به سمت سه نسخه قبلی ببرد و با نشانه‌های ریز و درشت خاطرات دوست‌داشتنی سال‌های قبل را زنده کند. در چنین شرایطی به‌یکباره سم بعد از پانزده سال برمی‌گردد و از نیتن درخواست کمک می‌کند! سم دریک؟ چطور ممکن است که یک شخصیت در بازی چهارم برای اولین ظاهر شود و بیشترین نقش را در شکل‌گیری داستان داشته باشد؟
 ناتی‌داگ با دو فلش‌بک به دوران کودکی و جوانی این دو برادر، به طرز هنرمندانه‌ای برای ورود سم مقدمه‌چینی می‌کند. این مقدمه‌چینی در نگاه اول کاملا از فضای پرجنب و جوش Uncharted فاصله دارد و بسیار کند دنبال می‌شود. وقتی داستان اصلی بازی آغاز می‌شود، تازه اهمیت مقدمه‌چینی ابتدای بازی و شخصیت پردازی دقیق را حس می‌کنید، به‌شکلی که تصور داستان بازی بدون توجه دقیق به جزییات ابتدای بازی غیرممکن است. 
سم در مقابل دیدگان نیتن با اصابت یک گلوله کشته شد و اکنون در مقابل او ایستاده! نویسندگان به قدری کار خود را خوب انجام داده‌اند که با دیدن سم، دقیقا مثل خود نیتن هیجان زده خواهید شد و سوالات بیشماری به ذهنتان حمله‌ور خواهند شد! بازی تمام ابهامات را رفع می‌کند و از خطری که سم را تهدید می‌کند پرده برمی‌دارد. نیتن که نمی‌خواهد با یک ماجراجویی جدید الینا را از دست بدهد، مخفیانه به دنبال برادر بزرگ‌تر راه میوفتد تا با کمک به او از کشته شدنش جلوگیری کند! سم که پانزده سال اخیر را در زندان گذارینده، برای پرداخت بدهی خود به کسی که او را آزاد کرده، ناچار است تا گنجینه هنری ایوری را ظرف مدت سه ماه پیدا کند و در غیر این صورت جانش را از دست خواهد داد. اینجاست که ماجراجویی برادران دریک آغاز می‌شود و زندگی نیتن بار دیگر دگرگون می‌شود.

ماجراجویی تازه دریک تفاوت‌های بسیاری با گذشته دارد. هدف نجات دادن جان سم است و نیتن مثل قبل برای پیدا کردن گنجینه‌ جدید مشتاق نیست. در سوی مقابل دشمنان این بازی نیز مثل نیتن شکارچی گنج هستند و با در اختیار داشتن تجهیزات و نیروی نظامی، به‌شدت برای او دردسر ایجاد می‌کنند. آن‌ها سایه به سایه نیتن به سمت گنجینه ایوری حرکت می‌کنند و گویی در این راه با نیتن مسابقه گذاشته‌اند! رابطه نیتن و الینا را هم کنار این مشکلات بزرگ بگذارید تا جدیت داستان بازی را بهتر درک کنید. گرچه به‌نظرم بهتر بود که کمی بیشتر به این رابطه پرداخته می‌شد و روایت داستان این دو شخصیت با استرس و هیجان بیشتری دنبال می‌شد.
داستان بازی به لطف روایت بسیار دقیق و ریزبینانه خود، هیچ ابهامی باقی نمی‌گذارد. سوالات بسیاری را پاسخ می‌دهد و در همین حین سوالات جدیدی را در ذهن شما ایجاد می‌کند، اما هیچ‌گاه سوالی را بی‌پاسخ نمی‌گذارد. اگر The Last of Us را تجربه کرده باشید، حتما با سیستم دیالوگ‌ها و سبک روایت جالب این بازی آشنایی دارید. این سیستم به Uncharted 4 منتقل شده تا حس و حالی واقعی به این بازی تزریق کند! گاهی به‌دور از تمام هیاهوی مراحل، چند کلمه‌ای با شخصیت‌های دیگر صحبت می‌کنید و در کنار سرگرم شدن، شناخت بیشتری از داستان به‌دست می‌آورید. گاهی هم ممکن است اتفاق‌های خنده‌دار یا پر از ابهام را در این میان تجربه کنید و قرار نیست تمام اتفاقات مهم بازی در میان‌پرده‌ها روایت شود. Set-Pieceها نیز تنوع بیشتری پیدا کردند و تاثیر زیادی از The Last of Us گرفته‌اند. آیا بسته Left Behind را به‌یاد دارید؟ داستان این DLC به‌لطف Set-pieceهای بی‌نظیر تاثیر عمیقی روی مخاطب گذاشت!
سازندگان اعتقاد دارند که صحنه‌هایی نظیر بازی کردن دو کودک در فروشگاه، یا استفاده آن‌ها از یک اتاق عکاسی، به اندازه یک انفجار مهیب و مخرب در Uncharted 2 تاثیرگذار بوده! خب چه اشکالی دارد اگر چنین ظرافتی به‌ دنیای Uncharted نیز نفوذ کند و درکنار آن همه صحنه اکشن و سینمایی، اتفاقات این‌چنینی و ارتباط بهتر با محیط اطراف را نیز شاهد باشیم؟ به‌خصوص در مورد Uncharted 4 که با پیشرفت گرافیکی نسبت به The Last of Us، احساسات بیشتری را به مخاطب منتقل می‌کند. تنها با دیدن چهره نیتن یا شخصیت‌های دیگر، می‌توان به افکار آن‌ها پی برد و حتی در بعضی مواقع دیالوگ‌هایشان را پیش‌بینی کرد! این را در کنار هنر فوق‌العاده صداپیشگان بازی (به‌خصوص نولان نورث) بگذارید تا یک معجون بی‌نظیر به‌دست آید. 

پیدا کردن گنجینه دزدان دریایی در Uncharted 4 بزرگ‌ترین چالش یک شکارچی گنج در تمام بازی‌های مجموعه محسوب می‌شود. همین موضوع باعث شده تا بازی کمی سخت‌تر از گذشته به‌نظر برسد. پازل‌های بازی طراحی جالبی دارند و در برخی مواقع بسیار سخت به‌نظر می‌رسند. جدیت بازی روی بعضی از آن‌ها هم تاثیر گذاشته و در هنگام حل یک پازل، نیتن خطر مرگ را احساس خواهد کرد. کشف رازهای مختلف شما را به مناطق مختلف می‌کشاند و هر چه بیشتر در بازی پیشروی کنید، بیشتر به عظمت این گنجینه پی خواهید برد. چنین عظمتی، نیازمند محیط‌های بزرگی بود که جستجو در آن‌ها خود به یک چالش جدی تبدیل شود. از همین‌رو با پیشروی در بازی، آزادی عمل هم بیشتر می‌شود و ناگهان به مرحله‌ای می‌رسید که یک سندباکس کامل است! تاثیر خودروی جیپ در این مراحل فوق‌العاده زیاد است و بدون این وسیله، اکتشاف در محیط بسیار خسته‌کننده و حتی غیرممکن می‌شد. محیط بازی نسبت به گذشته وسیع‌تر شده و اکتشاف در آن هم لذت بخش و هم کمی سخت است.

شاید برای کشف تمام آیتم‌های محیط و سردرآوردن از تمام اتفاقات، وقت زیادی لازم باشد. محیط وسیع بازی فقط برای اکتشاف طراحی نشده و مبارزات را هم تحت‌تاثیر خود قرار داده است. سیستم هوش مصنوعی بازی The Last of Us به Uncharted 4‌ منتقل شده است تا همه چیز واقعی‌تر به‌نظر برسد. اگرچه این هوش مصنوعی همچنان ایرادات The Last of Us را در خود دارد. همراهان شما در زمان مخفی کاری، حتی اگر از جلوی دشمنان عبور کنند هم دیده نمی‌شوند. همچنین اگر به‌خوبی کاور‌گیری نکنید هم نباید نگران باشید، چرا که دشمنان با دیدن چند وجب از بدن نیتن در پشت آن آبجکت، باز هم متوجهش نمی‌شوند و برای لو رفتن باید از کاور بیرون بیایید! از همین‌رو مخفی کاری نیز به Uncharted‌ اضافه شده و می‌توانید با کمی حوصله و گذاشتن وقت بیشتر، بدون هیچ سر و صدایی به اهداف خود برسید. در صورت لو رفتن هم چیزی را از دست نمی‌دهید، چرا که دنیای Uncharted با اکشن بی‌مهابا خو گرفته و نیتن غوغا به‌پا خواهد کرد!

سیستم تیراندازی بازی هم واقعی‌تر از قبل شده و هدف‌گیری از فواصل دور کمی سخت‌تر بود. اضافه شدن طناب به بازی، کاملا گیم‌پلی بازی را دگرگون کرده و باعث تفاوت نسخه چهارم با سه نسخه قبلی شده است. با آویزان شدن از این طناب می‌توان به نقاط دور از دسترس پرید، آبجکت‌های سنگین را کشید و حتی در مبارزات از آن استفاده کرد! به جز طناب یک ابزار دیگر نیز در مراحل پایانی به‌دست می‌آورید که نشان می‌دهد بازی تا اخرین ساعت‌ها، هنوز هم چیزهای جدیدی برای ارایه به مخاطب خود دارد. 
محیط‌های بازی با دقت فراوانی طراحی شدند و تنوع بسیار بالایی دارند. مهم‌تر از آن شخصیت‌ها هستند که به بهترین شکل ممکن طراحی شده‌اند و با یک مدل واقعی تفاوت اندکی دارند. به غیر از بافت‌های بسیار طبیعی به‌کار رفته و اسکلت‌بندی دقیق‌تر نسبت به گذشته، شاهد انیمیشن‌های بسیار زیادی هستیم. انیمشن‌های ضبط شده برای کاراکتر‌ها آن‌قدر زیاد هستند که هیچ‌وقت احساس تکراری بودن حرکات به شما دست نمی‌دهد. تنها برای بالا رفتن نیتن از یک دیوار، صدها انیمیشن مختلف در بازی گنجانده شده و این موضوع تنها بخش کوچکی از وسواس تیم ناتی‌داگ را نشان می‌دهد. 
از نسخه دوم Uncharted تا به امروز، ناتی‌داگ به شکلی هنرمندانه بهترین گرافیک کنسولی زمان خود را ارایه داده است. Uncharted 4: A Thief’s End هم از این قاعده مستثنا نیست و به جرات می‌توان گفت با بهترین گرافیک یک بازی کنسولی در تاریخ بازی‌های ویدیویی طرف هستیم. به‌کار بردن چنین صفتی جرات زیادی می‌خواهد، اما از هر سمتی به Uncharted 4 نگاه کردم، نتوانستم ایراد بزرگی رویش بگذارم و از تماشای لحظه به لحظه‌اش لذت نبرم! با چنین خروجی فوق‌العاده‌ای آن هم در اولین تجربه جدی ناتی‌داگ در نسل هشتم، نمی‌توان پیش‌بینی کرد که آن‌ها در بازی‌های بعد خود چقدر می‌توانند پا را فراتر بگذارند و آیا اصلا ممکن است پلی‌استیشن ۴ توانایی اجرای بازی بهتر از Uncharted 4 را داشته باشد؟‌ از طرفی وقتی به اولین نسخه Uncharted روی کنسول پلی‌استیشن ۳ فکر می‌کنم و با نتیجه کار ناتی‌داگ در بازی The Last of Us روی همان کنسول مقایسه می‌کنم، به کشش بیشتر پلی‌استیشن ۴ در سال‌های آینده بیشتر امیدوار می‌شوم. 

بخش داستانی بازی با ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شود و این در حالیست که بخش چندنفره بازی با ۶۰ فریم بر ثانیه، حال و هوای متفاوتی به خود گرفته است. بخش چندنفره بازی از همیشه بهتر شده است. درست است که هیچ‌کسی برای بازی کردن بخش‌ چندنفره Uncharted نمی‌خرد، اما بخش چندنفره می‌تواند تا مدت‌ها شما را سرگرم کند. انتخاب بین شخصیت‌های مثبت و منفی آشنای مجموعه واقعا جذاب است. اما چیزی که بخش چندنفره Uncharted 4 را جذاب می‌کند، اضافه شدن قدرت‌های جادویی برای مبارزات است. قدرت‌هایی که شما را چند قدم از رقبا جلو می‌اندازد و به بالا رفتن امتیاز شما کمک می‌کند. حالات مختلفی مثل Death Match، Command، Ranked و یا Plunder برای بخش چندنفره درنظر گرفته شده که تنوع این بخش را بسیار بالا برده است و به دلخواه می‌توانید حالت مورد علاقه خود را در کنار دوستان یا سایر رقبا تجربه کنید. قدرت‌های جادویی نیز انواع مختلفی دارند و هرکدام در جای بخصوص به کمک شما خواهند آمد. نکته جالب دیگر استفاده از طناب است که برخلاف حالت داستانی، در اکثر نقاط نقشه در دسترس است. 

بازی Uncharted 4: A Thief’s End دقیقا همان‌ چیزی بود که انتظارش را داشتیم. یک ماجراجویی بزرگ در کنار اتفاقات جدی‌تر از قبل! کمی در مورد پایان داستان نیتن دریک و چگونگی روایت چنین داستان پرچالشی نگران بودیم که خوشبختانه بی‌مورد بود. تیم سازنده به‌بهترین شکل ممکن وظیفه خود را انجام داد و حرفی برای گفتن باقی نگذاشت. نکته منفی اینجاست که دیگر هیچ آنچارتدی به‌وسیله ناتی‌داگ ساخته نخواهد شد و خداحافظی با دنیای نیتن دریک واقعا سخت است. Uncharted 4 یکی از آن بازی‌هایی است که تا مدت‌ها در موردش حرف خواهیم زد و در موردش خواهیم شنید. شکی وجود ندارد که بازی‌های فراوانی با گرفتن ایده‌های تازه‌ی Uncharted 4، به بهبود تمامی المان‌های خود کمک خواهند کرد و با دیدنشان، بارها خاطرات نیتن دریک و آخرین ماجراجویی او در ذهنمان نقش ببندد. شما را نمی‌دانم اما من به انتظار DLC داستانی بازی می‌نشینم و تا آن زمان حداقل یک بار دیگر دنیای Uncharted 4 را زیر و رو خواهم کرد!
منبع:نقدستان

درباره نویسنده

رضا ترکی

رضا ترکی

با سلام
رضا ترکی هستم کارشناس رشته ریاضیات.
از نوجوانی علاقه بسیار زیادی به طراحی گرافیک و کامپیوتر داشتم. اکنون در اینترنت با نام گرافیست مسلمان به طراحی پوسترهای فرهنگی و مذهبی می پردازم.
همچنین در انجام امور تحت وب تخصص هایی پیدا کرده ام که به مرور زمان آن ها را در اختیار همه قرار خواهم داد.

6 نظر

ارسال نظر

42 − = 32