تحلیل فیلم های سینمایی

نقد و بررسی فیلم Kong: Skull Island

phoca_thumb_l_12

در تاریخ سینما آثار زیادی با محوریت موجود غول آسایی به نام « کینگ کونگ » ساخته شده است. نخستین حضور این شخصیت بر پرده سینماها به سال ۱۹۳۳ و فیلم « کینگ گونگ » باز می گردد که در آن فی وری به ایفای نقش پرداخته بود. اما در سالهای بعد این موجود عظیم الجثه به دفعات به سینما بازگشت و حتی در دهه ی شصت یک اثر مشترک با گودزیلای ژاپنی نیز براساس آن ساخته شد که خوشبختانه کسی آن را به یاد ندارد. اما فیلم « کینگ کونگ » در سال ۲۰۰۵ به کارگردانی پیتر جکسون ، یک بازگشت بزرگ در تاریخ مجموعه « کینگ کونگ » محسوب می شود. اثری که با جلوه های ویژه خیره کننده توانست نام این هیولا را مجددا احیاء کرده و تماشاگران فراوانی را به سینماها بازگرداند.

حال پس از گذشت بیش از یک دهه از « کینگ کونگ » پیتر جکسون و موفقیت مالی فیلم « گودزیلا » که سال گذشته اکران شده بود، تهیه کنندگان قانع شدند تا دوباره به سراغ ساخت یک اثر درباره این گوریل عصبانی رفته و او را مجددا به سینما بیاورند. هدف سازندگان از ساخت فیلم هم ابتدا فروش مناسب و سپس آماده سازی مخاطب برای مشاهده مجدد نبرد میان گودزیلا و کینگ کونگ می باشد که قرار است در سال ۲۰۲۰ اکران شود.

داستان فیلم در سال ۱۹۷۳ اتفاق می افتد و درباره یک نظامی سابق بریتانیایی به نام کاپیتان جیمز کنراد ( تام هیدلستون ) است که توسط مامور دولت بیل راندا ( جان گودمن ) استخدام می شود تا به جزیره جمجمه برود و در این راه نفراتی نیز او را همراه می کنند. با اینحال به محض ورود این افراد به جزیره ناگهان بالگرد تیم مورد حمله یک غول قرار می گیرد و باعث گرفتار شدن آنان در این جزیره می شود و…

اولین ویژگی منحصر به فردی که مخاطب با تماشای « کونگ : جزیره جمجمه » به آن پی خواهد برد، تغییر قابل توجه سایز کونگ نسبت به گذشته است. این تغییر به حدی زیاد است که حالا این گوریل از یک موجود عظیم الجثه قابل درک، به هیولایی بی شاخ و دم تبدیل شده که هیچکس یارای مقابله با او را ندارد و بطور کل بی رقیب به نظر می رسد. این تغییر سایز ظاهرا باعث شده تا کونگ خلق و خویی خشن تر به خود بگیرد و البته برخلاف گذشته، خون چندانی به مغزش نرسد که بتواند کسب و کاری جز فریاد زدن داشته باشد؛ در اینجا او دیوانه تر از همیشه است!

phoca_thumb_l_1

جنبه های انسانی فیلم « کونگ : جزیره جمجمه » نیز در مقایسه با گذشته و مشخصاً نسخه ۲۰۰۵ پیتر جکسون، از نقاط ضعف بیشتری برخوردار است. در سال ۲۰۰۵ جکسون توانسته بود داستان بیشتری میان انسانهای فیلم و البته گوریل ایجاد نماید تا صرفاً ما شاهد غرش های او در طول فیلم نباشیم. اما در نسخه سال ۲۰۱۷ شخصیت های داستان کمتر مجالی برای پیشبرد داستان می یابند و به نظر می رسد همین مقدار کم دیالوگی هم که در فیلم برقرار می شود از بابت خالی نماندن دقایق در اثر گنجانده شده و کارکرد دیگری ندارد. بازیگران نام آشنای فیلم بطور کل نقش چندانی در داستان ندارند و موضوع اصلی همان زد و خوردهای جناب کینگ کونگ است و بس.

« کونگ : جزیره جمجمه » در بخش جلوه های ویژه اثر قابل توجهی است و توانایی سرگرم کردن مخاطبش را دارد. البته سکانس های اکشن فیلم چیزی شبیه به نسخه حیوانی زد و خورد سری فیلمهای « ترنسفورمز » می باشد که با حضور موجودات عظیم الجثه در قلب جزیره رقم خورده است. کونگ خشن شده در اینجا گرد و خاک بیشتری ایجاد می کند اما علی رغم کیفیت بسیار خوب جلوه های ویژه ، اثر فاقد طراوت و خلاقیت در پیاده سازی و کارگردانی صحنه های مربوط به کونگ بوده و نتیجه این شده که « کونگ : جزیره جمجمه » نمی تواند تجربه نابی برای مخاطبش ایجاد نماید. شاید با مقایسه اثر با نسخه ۲۰۰۵ جکسون بتوان تفاوت فاحش دو اثر را بیشتر درک کرد.

نقد و بررسی فیلم Kong: Skull Island

بازیگران فیلم همانطور که اشاره کردم، نقش چندانی در پیشبرد داستان نداشته اند و نویسندگان هم کلیشه ای ترین پرداخت ممکن را نسبت به آنان در نظر گرفته اند که باعث می شود سرنوشت آنان در همان دقایق ابتدایی توسط مخاطب به راحتی حدس زده شود. بری لارسون که توانسته بود با فیلم « اتاق » اسکار بهترین بازیگری را کسب کند، در اینجا کار چندانی برای انجام دادن ندارد و تام هیدلستون نیز وضعیت بهتری از او ندارد. شاید باید گفت بهترین بازیگر فیلم همان کونگ است.

با تمام ضعف هایی که « کونگ : جزیره جمجمه » در خود دارد، باید گفت که هدف این اثر سرگرم کردن مخاطبش است و تا حد زیادی می تواند به این هدف نزدیک شود. فیلم اگرچه در مقایسه با « کینگ کونگ » های قبلی اثر رو به جلویی محسوب نمی شود و حتی با اینکه داستان فیلم ابدا با « کینگ کونگ » ارتباط برقرار نکرده و قادر نیست راه خود را جز با توسط به جلوه های ویژه جذابش بیابد، اما کماکان ما در مرکز تصویر هیولایی را داریم که نسبت به گذشته بزرگتر و ترسناک تر شده و چندتایی بالگرد و موجود عظیم الجثه دیگر را از بین می برد. شاید اگر خیلی به دنبال فیلمنامه و مقایسه فیلم با نسخه سال ۲۰۰۵ نباشیم، بتوانیم به راحتی از تماشای کونگ که هنوز کینگ نشده لذت ببریم؛ با این توضیح که این اثر همانند آثار مارول، پیش مقدمه ای است برای رویارویی جناب گودزیلا و کونگ در سال ۲۰۲۰ که معلوم نیست چه کادری از تصویر را در بر خواهند گرفت!

منبع: مووی مگ

درباره نویسنده

علی باقرزاده

ارسال نظر

6 + 3 =